Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
    پنجشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
سه نکتة ضروری دربارة پس زمینه های رویدادهای خاورمیانه و شمال آفریقا

سه نکتة ضروری دربارة پسزمینههای رویدادهای خاورمیانه و شمال آفریقا

 

از نشریه انقلاب ارگان حزب کمونیست انقلابی آمریکا شماره 281. 23 سپتامبر 2012 1

1- «جوهر آنچه که در ایالات متحده وجود دارد دمكراسی نیست، بلكه سرمایه داری، امپریالیسم و ساختارهای سیاسی برای تحمیل این سرمایه داری- امپریالیسم است. آنچه كه ایالات متحده به سراسر جهان انتشار می دهد دموکراسی نیست بلكه امپریالیسم و ساختارهای سیاسی برای تحمیل این امپریالیسم است».2 (آواکیان. کتاب پایه. 3:1)

این گفته در مورد خاورمیانه و هر نقطه ی دیگر جهان صادق است. رژیم حسنی مبارک که تحت الحمایه آمریکا بود طی سی سال حاکمیت خود، منافع امپریالیسم آمریکا را با سرکوبِ هر شکلی از اعتراض و به وسیلة شکنجه و «ناپدید» کردن پیش برد. سلطنت بنیادگرای مذهبی و مطلقه در عربستان سعودی، نمونه ای از «آزادی و دموکراسی» اهدائی آمریکا برای مردم دنیا است. در عربستان شرکت زنان در فعالیت های اجتماعی از جمله رانندگی ممنوع است. اخیرا عربستان ارتش خود را به بحرین فرستاد تا یکی دیگر از رژیم های سركوبگر و شکنجه گر وابسته به آمریکا را در قدرت نگه دارد. علاوه بر این، آمریکا حامی اسرائیل در سرزمین های غصب شده از مردم فلسطین است. اسرائیل نقش «ژاندارم» منطقه ای و جهانی امپریالیسم را به عهده دارد.

این فقط مشتی نمونة خروار از واقعیت های جهان است. برشمردن جنایت های آمریكا و امپریالیست های انگلیس، آلمان، فرانسه، روسیه و غیره نیازمند کتاب ها و مجلات است. تحقیقی ساده در اینترنت انجام دهید و دوستان و همكاران و هم كلاسی های خود را در این مورد به چالش بگیرید. بررسی تاریخ هر یک از کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا رد پای خونین امپریالیسم و ساختارهای سیاسی تحت الحمایة آن را نشان می دهد. گذشته و حال میلیاردها نفر مردم این مناطق شاهد این مدعا است.3

 

2- برخورد دو نیروی ارتجاعی

مردم خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا دارای سابقه ای طولانی از مقاومت شجاعانه علیه امپریالیسم اند. اما شکست های جدی نیروهای انقلابی راستین در چند دهه اخیر، به ویژه شکست سوسیالیسم در چین و کودتای 1976 در آن کشور که به احیای سرمایه داری انجامید، تأثیر وحشتناکی بر وضعیت سیاسی دنیا گذاشته است. اگر چه مبارزه برای ظهور مرحله جدید انقلاب کمونیستی در جهان جریان دارد اما تأثیر آن وقایع کماکان حس می شود.

در خاورمیانه و شمال آفریقا، شتاب فزایندة جهانی سازی سرمایه داری موجب جا به جایی ده ها میلیون دهقان و فرسایش ساختارها و روابط اجتماعی سنتی شده است. این ساختارهای سنتی ریشه در روستاها و در شیوه ای از زندگی داشت که با استثمار دهقانان توسط زمینداران، جهل گسترده و تحمیلی رقم می خورد و زنان را در جایگاه ستم دیده ترین قشر جامعه قرار می داد. ستم بر زن از جمله توسط مردانی که خود ستمدیده بودند بر زنان اعمال می شد. در این شرایط نیروهای بنیادگرا و مرتجع اسلامی تا حدودی به شكل «خودبه خودی» و در بسیاری از موارد با حمایت مستقیم ایالات متحده از نفوذ قابل توجهی در بین ملل ستمدیده برخوردار شدند.

نیروهای بنیادگرای اسلامی در خاورمیانه، جنوب آسیا و دیگر نقاط جهان به مردمی که توسط امپریالیسم آواره و جا به جا شده اند و به کسانی که به شدت ستم ملی را احساس می كنند برنامه رجعت به یک نسخة آرمانی از گذشته، در قالب یک حکومت اسلامی را عرضه می کنند. این ها ژست ضدیت با امپریالیسم به خود می گیرند فقط به این منظور که برای خود جایی در نظم امپراتوری دست و پا کنند. این ها نه برنامه ای برای گسست از کلیت نظم ناعادلانه و مخربی که توسط قدرت های بزرگ اعمال می شود را دارند و نه تمایلی به این کار.

نیروهای بنیادگرای اسلامی نماینده ی منافع توده ها نیستند. منافع توده ها در رهایی کل بشریت است و تنها از طریق انقلاب علیه امپریالیسم به دست خواهد آمد. بنیادگرایان اسلامی نمایندة منافع آن طبقاتی هستند که آرزوی رسیدن به قدرت در چهارچوب روابط امپریالیسم را دارند و از توده ها به عنوان ابزاری برای رسیدن به این هدف استفاده می كنند. وقتی که از این ها تحت عنوان «قشر منسوخ و پوسیده» یاد می کنیم منظورمان همین است. این ها نماینده طبقات و گروه هایی هستند که دوران شان اساسا به سر آمده و فقط رو به گذشته دارند. نقطه مرکزی برنامة آن ها تحمیل حکومت دینی و سخت گیری های اجتماعی مذهبی است، اما در چارچوبِ نظامی که توسط امپریالیسم شكل یافته و تحت سلطة آن قرار دارد. این نیروها در هر جا که به قدرت برسند، جهنم زمینی ویژة خود را تحمیل می کنند. از جمله ستم وحشیانه بر زنان، سرکوب شدید اندیشة انتقادی و بیان آن و سرکوب عمومی مردم. ایران امروز نمونه ای از جهنم آن ها است. تاکتیک های نیروهای بنیادگرای اسلامی همانند تاكتیك های امپریالیسم آمریكا، بازتاب نفرت ریشه دار آن ها از توده های مردم است.

نیروهای بنیادگرای اسلامی حاکم بر ایران به رغم تمام حرافی های جنجالی علیه آمریکا، در ابتدای به قدرت رسیدن توسط ایالات متحده حمایت شدند. از نظر امپریالیسم آمریکا، بنیادگرایان اسلامی در مقایسه با نیروهای رادیکال و انقلابی که در سرنگونی رژیم جنایتکار و وابستة شاه شرکت داشتند (و نیز در مقایسه با نیروهای وابسته به دیگر قدرت های امپریالیستی آن زمان) «شیطان» کم خطرتری به حساب می آمدند. تثبیت جمهوری اسلامی در ایران، بخشا از طریق قتل هزاران انقلابی و تحمیل محدودیت های شدید و بی رحمانه بر زنان ممکن شد. طالبان در افغانستان و نیروهای مشابه آن، در جایی که علیه اتحاد شوروی سابق می جنگیدند، با پول های آمریکا بنیانگذاری شدند. تنها بعد از این که نظم جهانی امپریالیستی تغییر کرد و قدرت های امپریالیستی منافع خود را به گونه ای دیگر دیدند، بنیادگرایان اسلامی در موضع مخالفت با آمریکا قرار گرفتند.

در حال حاضر با دینامیکی مواجهیم که هر بار آمریکا به جایی حمله ی نظامی می کند، هر بار هواپیماهای بدون سرنشین آن، خانواده ای را کشتار می کنند و هر حادثة خشونت بار تحقیرآمیز، افراد بیشتری را به آغوش بنیادگرایان اسلامی می راند. همچنین هر تهاجم توسط بنیادگرایان ارتجاعی، هر بیانیة تاریک اندیشانه یا هر اقدام ستمگرانه توسط آن ها، برای امپریالیسم حامی ایجاد می كند و دست سلطة امپریالیستی را بر کره زمین محکم تر می کند.

به قول باب آواکیان:

آنچه ما در دعوای میان جهادی ها و صلیبی های مَک- جهان4 می بینیم، جدال دو قشر است که ازنظر تاریخی منسوخ و پوسیده اند. یکی در بین مردم تحت استعمار و ستم جای دارد و دیگری قشر حاکم بر نظام امپریالیستی است. این دو قطب مرتجع با وجود ضدیتی که با هم دارند، یكدیگر را تقویت می كنند. اگر شما جانب هر یک از این دو پوسیده را بگیرید، دست آخر هر دو را تقویت خواهید كرد. درعین حال که فرمولبندی بالا بسیار مهم است و برای درک قوای محرکة آنچه امروز در دنیا می گذرد حیاتی است، اما روشن است که کدام یک از این دو «تاریخا منسوخ و پوسیده» آسیب بیشتری به نوع بشر زده است و تهدید بزرگتری برای بشریت به حساب می آید: قشر تاریخا منسوخ حاکم بر نظام امپریالیستی و به ویژه امپریالیست های آمریکایی.

3- اضطرار به گشودن راهی دیگر

خیزش های قهرمانانه سال گذشته علیه رژیم های مورد حمایت ایالات متحده در تونس، مصر و کشورهای دیگر نشان داد كه نظم ستمگر حاکم بر دنیای امروز جاودانه نیست. آن خیزش ها به آزادی خواهان سراسر دنیا الهام بخشیدند اما به انقلاب های همه جانبه ای که کل ساختار سلطة امپریالیستی را ریشه كن كند، منجر نشده است. دست یافتن به این مهم نیازمند رهبری انقلابی، رهبری كمونیستی است. در پی آن خیزش ها، امپریالیسم آمریکا و دیگر قدرت های امپریالیستی برای حفظ و گسترش منافع خود با تمام قوا دست به کار مانور شدند و البته اقداماتی نظیر بمباران و تغییر قهری رژیم در لیبی را هم به پیش بردند.

وضعیت ناعادلانه و ناپایدار کنونی در حال از هم گسیختن است. اما سوال این است که آیا می توان از درون آن نظمی مثبت برای مردم بیرون كشید یا خیر؟ تنها راهش این است كه از گزینه های وحشتناک موجود جدا شویم و راه دیگری را بگشاییم. راهی رهایی بخش با هدف سرنگونی و از بین بردن سبب های ریشه ای دهشت هایی كه مردم با آن روبه رو هستند. سرنگونی سلطه امپریالیستی و روابط فئودالی، پدرسالارانه و دیگر روابط ستمگرانه و سنتی و ساختارهای سیاسی که همه این ها را اعمال می كند.

در این چارچوب، لازم است دو نکتة دیگر نیز مطرح کنیم: اولاً هر چه بیشتر یک نیروی قابل مشاهده در آمریکا سر بلند كند كه جنایات و «توجیهات» حاکمان «خودی» را به چالش بگیرد، شرایط بهتری برای سر بلند کردن نیروهای رهایی بخش راستین در دنیا فراهم می شود. ثانیا بسیار مهم است كه پیام رهایی بخش راستین کمونیسم را، آن گونه كه در مانیفست حزب كمونیست انقلابی آمریکا متمرکز شده است به گوش جهانیان برسانیم.

 

پی نوشت ها:

1- Three Things You Need to Know About the Background for Events in the Middle East and North Africa

https://bit.ly/2FpJmoV

 

2- Avakian, Bob (2011) Basics. 1:3. RCP Publications

 

3- نگاه کنید به:

آواکیان، باب (1395) راهی دیگر. ترجمه منیر امیری. نشر آتش

http://cpimlm.com/bztmsnc/Another-way-B0B.pdf

حزب کمونیست انقلابی آمریکا (2008) کمونیسم: آغاز یک مرحلة نوین. ترجمه از حکا (م ل م)

http://cpimlm.com/bztmsnc/komunism-aghaze-yek-marhale.pdf

اورست، لاری (1385) نفت، قدرت امپراتوری. ترجمه اقبال طالقانی. تهران. نشر دیگر

 

4- مَک-جهان (mc world) از نام کتابی به نام جهاد و مک جهان نوشته بنیامین باربِر گرفته شده است. منظور از مک- جهان، نیروهای اقتصادی و تکنولوژیک حاکم بر جهان است که به زور جهان را ادغام کرده و ملل جهان را تبدیل به شبکه ای همگون می کنند.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 سه نکتة ضروری دربارة پس زمینه های رویدادهای خاورمیانه و شمال آفریقا
 نوشته
 حقيقت 85
 در تاريخ
 پنجشنبه ۱۳ تير ۱۳۹۸
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در