Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 گزيده مقالات   پنجشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۹                    
 
در خدمت به لایروبی طویلۀ اوژیاسِ برهان عظیمی

در خدمت به لایروبی طویلۀ اوژیاسِ برهان عظیمی

بیانیۀ هواداران حزب کمونیست ایران (م ل م) در اروپا و آمریکای شمالی، در افشای نوشتۀ ضد انقلابی و ارتجاعی برهان عظیمی علیه رفیق جانباخته و سربدار سیامک زعیم و حزب کمونیست ایران (مارکسیست لنینیست مائوئیست)

چند سالی است فردی به نام برهان عظیمی در فضای مجازی به صورت ادواری و گاه و بی گاه حملات سخیف، ارتجاعی، ضد کمونیستی و کینه توزانه ای را علیه حزب کمونیست ایران (م ل م) [از این به بعد حکا (م ل م)] و تاریخچۀ اتحادیه کمونیستهای ایران (سربداران) منتشر می کند. عظیمی چند سال پیش تلاش کرد تحت لوای پشتیبانی از حکا (م ل م)، حملات غیر اصولی به کارزار «ایران تریبونال» را جلو ببرد و تلاش مذبوحانه اش با مواضع اصولی و روشنگری حکا (م ل م) خنثی و افشا شد. پس از آن بود که حملات ارتجاعی و دورغین او علیه حکا (م ل م) به اصل و اساس فعالیتهای شبانه روزی اش در اینترنت تبدیل شد. اخیرا نوشته ای از او با عنوان «درگذشت رفیق کا ابراهیم و مرثیه‌خوانی و کذب حقیقت توسط یک گروه پرادعای بی‌عمل» در برخی سایتهای اینترنتی منتشر شد[1] که ما را واداشت تا برای نخستین بار به لجن پراکنی های وی واکنش نشان دهیم. تاکنون بر این باور بودیم گلاویز شدن با مباحث نازل و آشفتۀ برهان عظیمی، خدمتی به جنبش کمونیستی و انقلابی نمی کند و جز آلودن ما به لجن مقاصد خرده بورژوایی و حقیرانۀ وی دستاورد دیگری در بر ندارد. اما نوشتۀ وقیحانه و ضد انقلابی اخیر وی علیه رفیق جانباخته و سربدار سیامک زعیم و مقایسه رفقای حزب ما با رژیم جنایتکار و ارتجاعی جمهوری اسلامی ما را به نوشتن این بیانیه وا داشت. نوشته ای که در آن رفیق سیامک با لفظ «موذی» مورد خطاب قرار گرفته و در مورد رفقای حکا (م ل م) گفته شده «مُشتی حزب اللهی» و «جریان رویزیونیسم خارجه‌نشین... مانند رژیم حزب‌اللهی جمهوری اسلامی به مرثیه‌خوانی و سینه زدن پشت سیامک زعیم...».

نوشته های این فرد علیه حکا (م ل م) و از جمله نوشتۀ اخیر وی، هیچ نشانی از صداقت و دلسوزی برای مردم و مبارزین کمونیست، ندارد. امثال او مدتها است به قول باب آواکیان به بیماری مهلک «ایدئولوژی فیس بوکی» و اینترنتی مبتلا هستند. این نخستین باری نیست که چپ نمایان خرده بورژوای مبتلا به سندروم «اینترنت سنتریسم» که مبارزه طبقاتی با دشمن را به پرسه زدنهای شبانه روزی در اینترنت تقلیل می دهند، به کمونیستها حمله کرده و دست به لجن پراکنی می زنند. ما خوب به یاد داریم که در اواسط دهۀ 90 میلادی و در جریان مبازرات خطی درون جنبش انقلابی انترناسیونالیستی (ریم) جریانات ضد انقلابی و ارتجاعی به نام دفاع از کمونیسم و مائوئیسم، مبتذل ترین حملات را به رهبری ریم می کردند.[2] این بار ظاهرا نوبت امثال عظیمی این دون کیشوت خیال پرداز فضای مجازی است که با اسلحه های اینترنتی و به نام دفاع از سنتز نوین کمونیسم، غیر مسئولانه ترین حملات ضد کمونیستی را نثار حکا (م ل م) و حتی جان باختگان این جریان کنند.

وقیحانه تر آنکه او مدتها است با ژست و ادعای طرفداری و به کار بستن سنتز نوین کمونیسم اینجا و آنجا به دروغ خود را عضو سابق حکا (م ل م) و دارای ارتباط با حزب کمونیست انقلابی آمریکا (آر.سی.پی) جا زده است. حال آنکه تنها منبع موثق و رسمی برای ترجمه ها و آثار رفیق آواکیان و سنتز نوین کمونیسم در زبان فارسی، سایت و انتشارات حزب کمونیست ایران (م ل م) است که کتابها و بیانیه های آن در وبسایت حزب کمونیست انقلابی آمریکا (RCP) هم منعکس شده اند.[3]

قصد ما در این نوشته نه پرداختن به محتوی نازل، غیر واقعی و ضد کمونیستی نوشتۀ اخیر برهان عظیمی بلکه اشاره به چند مورد از تناقضات، دروغها و یاوه های این نوشته است تا هم ادعای خود مبنی بر دروغگو و توطئه چین بودن او را مستند کنیم و هم فاکتهایی به عنوان مشتی از خروارها حرف و نوشتۀ ضد کمونیستی و ارتجاعی وی ارائه دهیم.

یک) عظیمی در آخرین نوشته اش باز هم مثل همیشه ژست «علمی بودن» گرفته و برای مخاطبش موعظه می کند که باید حقیقت جو بود و روش رویکرد علمی و ماتریالیستی دیالکتیکی داشت. بسیار خب، اولین شرط هر نوع رویکرد و روش علمی این است که ماتریالیست یعنی وفادار و متعهد نسبت به واقعیت همانطوری که هست، باشد. بنا بر این باید باورهای ذهنی و ادعای فرد با واقعیت بیرون از ذهن منطبق باشند. ببینیم دون کیشوت علمی نمای ما چقدر به این اولیه ترین اصل هر شناخت علمی پایبند است. او در مورد حکا (م ل م) می نویسد: «همین جریان مدعی حزب کماکان تحلیلش از منافع طبقاتی خمینی و یارانش بر پایه همان تز ارتجاعی سه جهان این است که خمینی منافع خرده‌بورژوازی سنتی ایران و بازاریان را نمایندگی می‌کرد...». حال بگذارید به واقعیت رجوع کنیم. در سرمقاله شمارۀ 84 نشریه حقیقت به مناسبت چهلمین سال روی کار آمدن جمهوری اسلامی می نویسد:

«خمینی از آغاز حیات سیاسی اش در سال ۱۳۴۲ به عنوان نماینده روحانیتی بلند شد که با این رفرمهای امپریالیستی بیش از پیش نگران از دست رفتن قدرت اقتصادی و نفوذ اجتماعی شان در جامعه بودند. سال ۵۷ بخش های دیگری از اقشار بورژوازی و روشنفکران ناراضی حول برنامه ارتجاعی خمینی و دولت مورد نظر او متحد شدند. اما پس از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، قشر جدیدی از سرمایه داران بزرگ وابسته به قدرت سیاسی و ادغام شده در نظام سرمایه داری جهان به وجود آمد که تمرکز سرمایه انحصاری و دامنۀ انباشت سرمایۀ آن به ورای مرزهای ایران رفته است».[4]

و در برنامۀ جدید این حزب (مصوب بهمن 1396) می خوانیم: «رژیم جمهوری اسلامی جانشین رژیم سلطنتی شد و دولت سرمایه داری وابسته به امپریالیسم را در شکلی جدید و تحت رژیمی جدید بازسازی کرد.»[5] (ص 20) و در برنامه قبلی اش (مصوب کنگرۀ موسس. اردیبهشت 1380) در مورد جمهوری اسلامی و خمینی نوشت:

«جمهوری اسلامی نتیجۀ یک سازش تاریخی برای سرکوب انقلاب بود. طرفین این سازش قدرتهای امپریالیستی و ائتلاف ارتجاعی  حلقه زده به دور خمینی بودند. این ائتلاف در درجه اول شامل قشری از بورژوا-فئودالهای سنتی می شد... بخشی از ائتلاف خمینی، بورژوازی متوسط سنتی و عمدتا درگیر تجارت بود که خوان یغمای امپریالیسم و نوکرانش را می دید و آروزی بروکرات-کمپرادور شدن داشت»[6] (ص 166 و 167)

همچنین اتحادیه کمونیستهای ایران (سربداران) در سال 1365 در سند مهمی به نام با سلاح نقد که یک گسست انتقادی علمی، انقلابی  و شجاعانه از اشکالات خط سیاسی و ایدئولوژیک اتحادیه در فاصله سالهای 58 تا 60 بود، از درک پیشین اتحادیه مبنی بر ماهیت خرده بورژوایی خمینی گسست کرد و نوشت:

«تحلیل ما از پایۀ طبقاتی خمینی [اینکه او نمایندۀ خرده بورژوازی سنتی بود. اضافه شده توسط نگارندگان نامه] قبل از صعود به قدرت و خصوصا هنگام استقرار حاکمیتش از اساس غلط بود... خمینی نمایندۀ روحانیت سنتی بود و نه خرده بورژوازی سنتی... او حتی در آستانۀ فروپاشی رژیم شاه، منافع آن فئودالهای بزرگ و کمپرادورهایی را متبلور می کرد»...[7] (ص 25 و 26)

می بینیم که این ادعای برهان عظیمی در مورد حکا (م ل م) نه تنها امروز بلکه حتی در مورد اتحادیه کمونیستهای ایران (سربداران) دست کم از زمستان سال 1365 به بعد هم صحت ندارد. ادعای این شخص هیچ ربطی به واقعیت نداشته و یاوه ای است از جنس بسیاری دیگر از یاوه سرایی های بی سند و بی مدرک و غیر واقعی او علیه حکا (م ل م). از دو حال خارج نیست؛ یا او اصلا اسناد حکا (م ل م) و اتحادیه کمونیستها را نخوانده و بدون خواندن فقط برای ارضای هیستری ضد کمونیستی اش به آنها حمله می کند و یا خوانده و به صراحت دروغ گفته و تحریفشان می کند. این نخستین باری نیست که او ادعاهای بی پایه ای از این دست را در جنگ فیس بوکی اش علیه کمونیستها و سنتز نوین کمونیسم طرح می کند. در یکی دیگر از نوشته هایش علیه حکا (م ل م) در آذر 1397 نوشت:

«در لابه‌لای درک گیجشان و کج‌ومعوجشان از مبارزات هفت‌تپه با استفاده از اسم کارگران هفت‌تپه منظورشان پیچیدن ساندویچی است که صرفاً جنبه تبلیغاتی دارد. که بگویند ما هم هستیم!!! ساندویچی که البته با اقتباس از حزب کمونیست انقلابی آمریکا که «5توقف» را در مبارزه با نظام سرمایه داری-امپریالیستی آمریکا مطرح کرده است این‌ها هم از «هفت توقف» صحبت می‌کنند «هفت توقفی» که فکر می‌کنند با نام هفت‌تپه می‌تواند راحت‌الحلقوم‌تر برای خوانندگانشان باشد».[8]

اما دون کیشوت هیجان زده و دستپاچۀ ما حتی به خودش زحمت نداده بود پیش از لجن پراکنی اش علیه حکا (م ل م) چک کرده و ببیند سند موسوم به بیانیه انقلاب (هفت توقف) را حزب ما مدتها پیش از شروع دور اخیر مبارزات کارگران هفت تپه و در خرداد 1397 منتشر کرد[9] و عنوان هفت توقف هیچ ربطی به اسم هفت تپه نداشته و بر اساس یک تحلیل علمی و ماتریالیستی دیالکتیکی از گسلهای جامعه ایران، فرموله شده است.

طنز ماجرا آنجا است که عظیمی در نوشته اخیرش برای مخاطب لاف سابقه و قدمت در مبارزه و عضویت و فعالیت در اتحادیه کمونیستها را زده و گویی با رهبران اتحادیه از سیامک زعیم تا کاک اسماعیل همواره دمخور بوده و «مثل همیشه» از جایگاه دانای کل در موضع درست و خط درست هم قرار داشته است، اما از انتشار سند مهم و کلیدی با سلاح نقد بی اطلاع است یا آن را هرگز نخوانده است. شاید علتش دوری بیست و چند سالۀ او از هرگونه فعالیت سیاسی بوده باشد. همان سالهایی که رفقای جان به در برده از دستگیری ها و اعدامهای پس از شکست قیام سربداران و سالهای دهه 60 با چنگ و دندان اتحادیه کمونیستها را احیا کردند، به جنبش انقلابی انترناسیونالیستی پیوستند و از اشتباهات خطی و فکری پیشین اتحادیه با کمک کمونیستهای انترناسیونالیست (به ویژه رفقای آر.سی.پی) گسست کردند، حزب کمونیست ایران (م ل م) را ساختند، جز معدود احزاب و سازمانهایی هستند که امروزه سنتز نوین کمونیسم را اتخاذ کرده و به تبلیغ و ترویج و سازماندهی در راه انقلاب کمونیستی با اتکا به سنتز نوین کمونیسم چه در داخل ایران و در خارج از کشور قدم بر می دارند. شرم بر برهان عظیمی که چنین حزب و چنین خط و جریان و جان باختگان آن را به رژیم جمهوری اسلامی تشبیه می کند!

دو) برای راستی آزمایی ادعاهای عظیمی، کافی است زیر تناقضهای ذهن آشفتۀ او در همین نوشته خط بکشیم. او می نویسد:

«سیامک زعیم خودش بارها پس از آمدن به ایران اعلام کرد که او معتقد است که تئوری سه جهان را رفیق مائو تسه دون تئوریزه کرده است و آن تئوری انقلابی و کمونیستی است.  به همین علت درزمانی که سیامک زعیم در خارج کشور بود کلیه مقامات سازمانی از او گرفته‌شده بود اما پس‌ازاینکه اتحادیه وارد ایران شد باز وظایف سازمانی را غصب کرد و اتحادیه را به کج‌راه ضدانقلاب بر مبنای تئوری ارتجاعی سه جهان هدایت نمود.».

طبق نقل قول بالا او در حالی ادعا می کند سیامک زعیم بارها خودش از این تز دفاع کرده بود که در همین نوشته و چند پاراگراف پیش از آن می نویسد: «سیامک زعیم برای اینکه تئوری و خط سه جهانی‌‌اش را بر سازمان اتحادیه کمونیست‌های ایران غالب نماید یک‌باره نیامد آشکارا بگوید که: تئوری سه جهان صحیح است و بر مبنای تئوری سه جهان به قدرت سیاسی خمینی ویارانش باید برخورد کرد!...». [تأکیدات از ما است] واقعا خوانندۀ تراوشات ذهن آشفتۀ عظیمی حیران است که کدام ادعای او را قبول کند. هیستری، کینه ضد کمونیستی و آشفتگی روحی و ذهنی نه تنها در خط و سفسطه هایش بلکه در متن نوشتۀ او هم موج میزند.

ثانیا باید پرسید مُدعای این ادعا چیست و در کدام سند تاریخیِ منتشر شده و موثق، چنین ادعاهایی مستند شده اند؟ بالاخره دون کیشوت ما جهت خالی نماندن ویترین ژست «علمی بودن»، برای یک بار هم که شده باید برای ادعاهای تاریخی اش به جز خَلاجانات ذهن آشفته اش، یک سند تاریخی موثق ارائه کند یا نه؟! واقعیت تاریخی این است که اتحادیه کمونیستهای ایران در مقطع مورد ادعای برهان عظیمی هرگز طرفدار تز سه جهان نبود. در هیچ سند قابل استناد تاریخی چه در نشریات، چه در کتابها و جزوات اتحادیه از این تز دفاع نشده است و بر عکس نشریه حقیقت در دور دومش در شماره های 19 تا 24 (تیر تا آذر 1357) مجموعه مقالاتی را به نقد و افشای این تز اختصاص داد.[10] همچنین شورای سوم اتحادیه کمونیستها در سال 1359، یعنی همان مقطعی که عظیمی ادعا می کند رفیق جان باخته سیامک زعیم «وظایف سازمانی را غصب کرد و اتحادیه را به کج‌راه ضدانقلاب بر مبنای تئوری ارتجاعی سه جهان هدایت نمود.» در سند منتشر شده اش نه تنها از این تز دفاع نکرد بلکه در بند 6 از تیتر «نکاتی پیرامون اوضاع جهانی و سیاست آمریکا و شوروی در ایران» نوشت:

 

«چین توده ای که زمانی به پایگاه انقلاب جهانی به شمار می رفت به دنبال خیانت رهبران فعلی اش، به چین رویزیونیستی تبدیل شده و به انقلاب خیانت ورزیده است. رویزیونیسم رهبران چین آنها را به اتحاد با آمریکا و متحدین آمریکا سوق داده با آنان در برابر دسته بندی امپریالیستی شوروی و شرکاء صف بندی واحدی به وجود می آورد. اینان همه جا خلقها را از انقلاب باز می دارند و به بهانۀ خطر جنگ، راه سازش با امپریالیستها را می پیمایند. آنها کائوتسکیستهای زمان حاضر هستند».[11] (ص 3)

احتمالا این جملات در جهان وارونۀ اوهام عظیمی هم­معنای تز سه جهان هستند! اما اگر از لابیرنت بن بست فکری عظیمی که با انگیزه های اپورتونیستی به اعوجاج فکری منجر شده بیرون بیاییم، در جهان واقعی اشکال خط سیاسی و ایدئولوژیک اتحادیه کمونیستها در موضع گیری علیه چین رویزیونیستی این بود که علت العلل واژگون شدن دیکتاتوری پرولتاریا در چین سوسیالیستی و احیای سرمایه داری در آن کشور که فاجعه ای برای بشریت بود را عمدتا از یک منظر و زاویۀ تقلیل گرایانه ناسیونالیستی در تز «سه جهان» جستجو می کرد. برهان عظیمی چهل سال پس از این تاریخ، در مقیاسی بسیار نازل، آشفته و واقعا کُمیک، هنوز کاریکاتور نخ­نمایی از ناسیونالیسم تنگ نظرانه را ارائه می کند.

سه) عظیمی مدعی است:

«سیامک زعیم برای اینکه تئوری و خط سه جهانی‌‌اش را بر سازمان اتحادیه کمونیست‌های ایران غالب نماید یک‌باره نیامد آشکارا بگوید که: تئوری سه جهان صحیح است و بر مبنای تئوری سه جهان به قدرت سیاسی خمینی ویارانش باید برخورد کرد! نه خیر او علناً چنین نکرد و نمی‌توانست هم بکند چون تئوری ارتجاعی سه جهان در بدنه اتحادیه کمونیست‌ها به خاطر افشایش در نشریه حقیقت به‌عنوان یک تز ارتجاعی طرفدار نداشت و از طرف اعضا و هواداران نزدیک اتحادیه با آن مرزبندی قاطع و گسست قطعی شده بود. برای پیشبرد این اینکار سیامک زعیم مانند همه‌ی رویزیونیستها برای جااندختن تز سه جهانی که به آن معتقد بود ابتدا خمینی را نماینده خرده‌بورژوازی سنتی ایران جا زد و به همین دلیل می‌گفت که او (خمینی) "ضد امپریالیسم" است و باید به این "ضد امپریالیسم خرده‌بورژوازی سنتی برخورد دوگانه کرد» [تأکیدات از ما است]

به عبارت دیگر او معتقد است تحلیل اشتباه اتحادیه کمونیستها از ماهیت خمینی که به انحراف خط راست در اتحادیه از اواخر سال 58 تا اوایل سال 60 پا داد، ریشه در تبعیت این سازمان از تز سه جهان داشت! درک ناسیونالیستی و تنگ نظرانه ای که التقاط فکری و سیاسی اتحادیه کمونیستها در آن مقطع را به اشکال در مورد تز سه جهان تقلیل می دهد. حال آنکه رهبری اتحادیه در اواسط دهۀ 60 و در همان سند با سلاح نقد به طور مبسوط ریشه های فکری و سیاسی، التقاط و انحراف راست خط سالهای 58 و 59 رهبری اتحادیه را شناسایی، جمعبندی و نقد کرد. منشأ آن التقاط و انحراف، تز سه جهان نبود. که البته در آن مقطع و به طور کلی هیچگاه مورد دفاع اتحادیه کمونیستهای ایران نبود.

نکته تئوریک تحلیل تنگ نظرانه و ناسیونالیستی برهان عظیمی اینجا است که وی چهل سال پس از شکست سوسیالیسم در چین و یک و نیم دهه پس از تدوین و انتشار بیرونی سنتز نوین کمونیسم توسط رفیق آواکیان، هنوز محور نگاهش به تجربۀ چین سوسیالیستی و احیای سرمایه داری در این کشور از منظر ناسیونالیستی و با محوریت تز سه جهان است. دقیقا مثل نگاه بخش زیادی از ناسیونالیستهای پسماندۀ گذشته به تجربه چین که هیچ ربطی به سنتز نوین کمونیسم ندارد. آنها در تحلیل چرایی شکست سوسیالیسم در چین و از جمله در نقد به اشکالات و اشتباهات خط مائو تسه دون، عمدتا به سیاست خارجی چین در سالهای میانی دهۀ 1970 تمرکز داشتند. آن هم عمدتا از این موضع ناسیونالیستی که چرا با رهبران مرتجع کشورهایی مانند ایران دیدار می کنند؟. به همین علت اطلاعیه حکا (م ل م) در مورد درگذشت رفیق کاک ابراهیم تأکید می کند که مساله چین، فراتر از مشکل و معضلی چینی بلکه امری بین المللی مربوط به شکست سوسیالیسم بود. این جمعبندی همه جانبه از علل شکست سوسیالیسم در چین و به طور کلی علل شکست موج اول انقلابها و دولتهای سوسیالیستی را باب آواکیان از سالهای آغاز دهۀ 1980 شروع کرد و بعدها در پروسۀ تکاملی اش به جهش سنتز نوین کمونیسم منجر شد. حقیقتی که امثال برهان عظیمی آن را نفهمیده و صرفا از سنتز نوین کمونیسم در سطحی ابتدایی و مبتذل در خدمت به انگیزه های اپورتونیستی شخصی و خود بزرگ نمایی­های خرده بورژوایی شان استفاده می کنند.

چهار) قرابت عجیبی میان تبلیغات ضد کمونیستی برهان عظیمی با اصلاح طلبان دوم خردادی هست که خود را در استفاده از رتوریک پوپولیستیِ اصلاح طلبان دوم خردادی مبنی بر «اپوزیسیون داخل و اپوزیسیون خارج» هم نشان می دهد. این موضوع یکی دیگر از حربه های نخ نما و دفرمۀ عظیمی علیه حکا (م ل م) و سایر سازمانهای اپوزیسیون مستقر در خارج ایران است. سفسطۀ امپریسیستی، پوپولیستی و ناسیونالیستی که در تبعید اجباری بودن بخشی از یک حزب یا تشکیلات را نشانۀ «خارج نشینی» و غیر انقلابی بودن آن می داند. وجه امپریستی سفسطۀ او آنجا است که گویی در «داخل» بودن باعث صحت خط سیاسی و ایدئولوژیک یک جریان می شود. حال آنکه صحت خط سیاسی و ایدئولوژیک یک حزب به مبانی علمی و تئوریک آن در فهم درست واقعیت باز می گردد که هرگز در گروی مرزها و خاک و جغرافیا نیست. نفس در تبعید بودن بخشی از یک حزب یا تشکیلات معیار علمی و واقعی برای صحت یک خط و حزب نیست. مگر آنکه همچون برهان عظیمی دچار پوپولیسم بومی گرایی و زادگاه گرایی شده و بودن در «داخل» (آن هم به معنای جیغ نمایانۀ مورد نظر عظیمی) را شاخص انقلابی بودن یک خط و حزب بدانیم. اتفاقا حملات پوپولیستی و ناسیونالیستی عظیمی به حکا (م ل م) در این مورد هم بسیار شبیه حملات مخالفین سر سخت باب آواکیان و سنتز نوین در بقایای ریم و پسمانده های مائوئیسم مانند آجیت (از رهبران مائوئیست هند)[12] و حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان[13] است که یکی از حملاتشان به باب آواکیان همواره این است که او هیچ انقلابی را در داخل آمریکا رهبری نکرده و هیچ جنگی را تجربه نکرده است.

پنج) اما ناسیونالیسم ضد کمونیستی برهان عظیمی چنین ادامه پیدا می کند که او حکا (م ل م) را به علت ترجمۀ آثار رفیق آواکیان و به کاربستن خلاقانۀ سنتز نوین کمونیسم برای فرموله کردن مانیفست و برنامه جدید حزب، سند استراتژی راه انقلاب در ایران[14] و تدوین دیگر اسناد پایه ای مانند پیش نویس پیشنهادی قانون اساسی جمهوری وسوسیالیستی نوین ایران،[15] به دنباله روی و کپی پیست کردن مطالب آر.سی.پی متهم می کند و می نویسد:

«رفقا توجه کنیم که این جریان پرگوی خارجه نشین مدعی م ل م دهه‌هاست که کلیه تحلیل‌های حزب کمونیست انقلابی آمریکا را کپی و پیست کرده است و در نشریه کاذب حقیقتش به نام خودش منتشر نموده است، و بدتر اینکه امروزه با پنهان شدن در پشت سنتز نوین دقیقا دارد مطالب حزب کمونیست انقلابی آمریکا را کپی و پیست می‌کند و در دکان اینترنتی‌اش غیر صادقانه منتشر می‌کند. اگر کسی با مطالب و تجزیه‌وتحلیل‌های حزب کمونیست انقلابی آمریکا آشنا نباشد فکر می‌کند هر تجزیه‌وتحلیل‌هایی که از این‌ها بیرون می‌آید از فکر خود این تنبلان فکری مدعی کمونیست بیرون آمده است و می‌آید!!!»

اما عظیمی در این مورد هم بنا به عادتش دروغ می گوید. حکا (م ل م) هیچ کجا نظرات رفیق آواکیان، آر.سی.پی و هیچ فرد و جریان دیگری را به خودش نسبت نداده و در هر نوشته و سند رسمی که از تحلیلهای جهانشمول سنتز نوین کمونیسم و رفیق آواکیان استفاده کرده، منبع آن را به دقت ذکر کرده است. درست همانطور که هنگام استفاده از متون مارکس، انگلس، لنین و مائوتسه دون چنین می کند. خوانندگان ما میتوانند به اسناد رسمی حزب و نشریات آن رجوع کرده و در پاورقی ها یا در خود متن، به طور مداوم منبع و مرجع تئوری ها و تحلیلهای استفاده شده را ببینند. برای نمونه در صفحات 14 و 15 سند قانون اساسی حکا (م ل م) به صراحت آمده است:

«هرچند جوانب خاص مربوط به جمهوری سوسیالیستی نوین که در آمریکای شمالی باید مستقر شود در سند آواکیان  حاضرند، اما این سند به طور کلی، اصول جهانشمول پایه ای، نهادها، ساختارها و پروسه ها وچارچوبۀ کلی حکومت در جوامع سوسیالیستی آینده را ارایه می دهد. همین مسئله در مورد پیش نویسِ قانون اساسی جمهوری سوسیالیستی نوین ایران صادق است. بنابراین سندِ آواکیان، به عنوان مبنای اصلی برای تدوین سندی که پیش رو دارید برگزیده شده و ویژگی های جامعۀ ایران، در این چارچوب و با به کاربست آن سنتز شده است». [تأکیدات از ما است]

 اما مشکل عظیمی اینها نیست. مشکل اصلی رویزیونیست پُر سر و صدای ما، اساس و پایۀ سنتز نوین کمونیسم و به کار بست آن در جنبش و انقلاب ایران است. تمامی هیاهوی تو خالی و جعلی او در دفاع از سنتز نوین کمونیسم آنجا رسوا می شود که او از به کاربست این نظرات در انقلاب ایران به خشم آمده و چنانکه بالاتر دیدیم کماکان به نظرات کهنه و ناسیونالیستی پسمانده های گذشته در ریم می چسبد. رتوریک متهم کردن حکا (م ل م) به «کپی پیست کردن» نظرات رفیق آواکیان و آر.سی.پی، حربۀ همۀ رویزیونیستهای پسماندۀ گذشته است که ضدیت بنیادی شان با سنتز نوین کمونیسم و به کار بست آن و سمتگیری شان با نظرات امثال آجیت را پشت این اتهام پنهان می کنند. از نظر امثال عظیمی، حکا (م ل م) از سنتزهای جهانشمول کمونیسم نوین در شناخت و تغییر واقعیت نباید استفاده کرده و آنها را در انقلاب ایران به کار ببرد و اگر چنین کند، او الگو بردار و یا کپی پیست است! گویی علم، خصلت ایرانی، آمریکایی، چینی و روسی دارد و هر جا و هر کشوری حقیقت بومی خودش را داشته و پرچم ملی اش را باید به تولیدات علمی و فکری بزند! می بینیم که ادعاهای عریض و طویل برهان عظیمی در فهم سنتز نوین کمونیسم و به کار بستن آن، در یک نوشتۀ دو صفحه ای هم بور شده و محتوی امپریسیستی، پوپولیستی و ناسیونالیستی و ضد علمی آن بیرون می زند.

در این نوشتۀ فشرده کوشیدیم علی رغم افشای محتوی ایدئولوژیک ارتجاعی و ضد کمونیستی مقالۀ اخیر عظیمی، تناقضها، دروغها، یاوه های بی اساس، تحریف کردنهای غیر مسئولانۀ آخرین نوشتۀ او و شمه ای از محتوای ضد کمونیستی محتوی فکری او را فقط برای اطلاع بیشتر افکار عمومی در جنبش کمونیستی، چپ و انقلابی ایران روشن و افشا کنیم. آری دون کیشوتهای مجازی، خود افشاگران خوبی هستند و امید است نوشتۀ اخیر عظیمی و نوشته ما، میزان قابل اتکایی برای تشخیص محتوی ارتجاعی تحرکات اینترنتی او و همچنین خط ضد کمونیستی اش باشند.

هواداران حزب کمونیست ایران (م ل م) در اروپا و آمریکای شمالی. 1 تیر 1398



زیرنویستها و منابع

[1] http://www.azadi-b.com/J/2019/06/post_429.html

[2] در مورد آن محفل ضد انقلابی و نقد آن نگاه کنید به: مائوئیسم مجازی و اپورتونیسم واقعی. ر ووی­نا. نشریه جهانی برای فتح. شماره 22. سال 1376. ص 52-59

http://cpimlm.com/awtw_g/jbf-22-1376.pdf

[4] نشریه حقیقت. دور سوم. شماره 84 بهمن 1397. ص 3

http://cpimlm.com/hagh3_g/hagh84.pdf

 

[8] طرفدار غیر علمی از سنتز نوین کمونیسم به انقلاب کمونیستی ختم نمی شود

https://bit.ly/2x2fPNy

 

[9]  نشریه حقیقت. دور سوم. شماره 92 خرداد 1397

http://cpimlm.com/hagh3_g/hagh82.pdf

 

[10]  درباره تئوری رویزینیستی سه جهان. اتحادیه کمونیستهای ایران. انتشار از هواداران اتحادیه کمونیستهای ایران آلمان غربی

http://cpimlm.com/hagh1_oth/ettehadiieye_komonisthaye_iran_teorie_se_jahan.pdf

[11] گزارشی از سومین شورای اتحادیه کمونیستهای ایران. بهار 1359

http://cpimlm.com/hagh1_oth/ettehadiieye_komonisthaye_iran_sevomin_shoraye_ettehadie.pdf

[12] آجیت تصویری از پسماندۀ گذشته. اسحاق باران، ک جی آ. ترجمه  و انتشار از (حکا م ل م). 1391

 

[13] نگاه کنید به

نگاهی به اختلافات ما و حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان. نشریه حقیقت شماره 62 فروردین 1392 و شماره 64 خرداد 1392

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 در خدمت به لایروبی طویلۀ اوژیاسِ برهان عظیمی
 نوشته
 بیانیه هوادارن و فعالین سیاسی
 در تاريخ
 2019-06-16
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در