Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 گزيده مقالات   چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
سیاست نسل کشی رژیم ترامپ در مورد فلسطین

باب آواکیان: بعد از واقعۀ هولوکاست، بدترین چیزی که برای مردم یهود اتفاق افتاد تشکیل دولت اسراییل بود.

سیاست نسل کشی رژیم ترامپ در مورد فلسطین

واقعیت «راه حل دو دولت» چه بود و واقعیت «راه حل تک دولتی» چیست؟

از نشریه انقلاب، 20 فوریه 2017

 

در فوریه 2017 دونالد ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با  بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل، گفت: «من وقتی برای مساله فلسطین-اسراییل به راه حل دو دولتی و راه حل تک دولتی فکر میکنم، ترجیحم گزینه ای است که دو طرف رضایت بیشتری به آن داشته باشند. من با هر دو راه حل موافقم. تا مدتی فکر می کردم راه حل دو دولتی راه حل آسان تر  به نظر می رسد. اما صادقانه بگویم اگر بی بی (بنیامین نتانیاهو) و فلسطینیان موافقت کنند و اگر اسراییل و فلسطینیان موافق باشند، من هم موافق راه حلی هستم که هر دو طرف نسبت به آن بیشترین رضایت را دارند.»

علی رغم لحن غیر جدیِ ترامپ، این سخنان نشانۀ یک گسست مهم از سیاست کلی آمریکا در چهل سال گذشته در این رابطه می باشد.این سخنان همسو با کلیت برنامه فاشیستی تجاوزات آمریکا (و اسراییل) در سراسر دنیا، پیامدهای مرگبار و شومی برای فلسطینيان دارد.

به یک کلام، "راه حل دو دولتی" وعدۀ تاسیس یک نوع دولت کوچک، بی دفاع و تکه پاره به فلسطینیان بود؛ به مردمی  که طی پاکسازی نژادی از سرزمینشان به بیرون رانده شدند تا کشور اسراییل خلق شود. هدف این راه حل هرگز پایان بخشیدن به ظلم و ستمی که بر فلسطینیان می رود نبوده  است. راه حل "تک دولتی" که ترامپ از آن استقبال می کند،  گزینه حتی بدتری است. این راه حل وضعیت فلسطینیان را با حقوق کمتری نهادینه می کند. این راه حل، ایجاد یک دولت فلسطینی از هر نوعی که باشد را نابود و هرگونه امید رهایی برای مردم فلسطین را خفه میکند. کلیت گفتمان  "راه حل تک دولتی یا راه حل دو دولتی" طوری تنظیم شده که در زمان تشدید تنشها بین امپریالیسم غرب و گروههای جهادی،  بتواند اسراییل را به عنوان مجری منافع امپراتوری آمریکا حفظ کند.

در جهت منافع مردم فلسطین و بشریت، کلیت چنین گفتمانی را باید در هم شکست.

 

واقعیت "راه حل دو دولتی"

 

اسراییل بعد از جنگ جهانی دوم طی پاکسازی قومی فلسطینیان تاسیس شد. فقط در سالهای 1947 و 1948 به تنهایی حدود یک میلیون فلسطینی (که شامل نیمی از جمعیت فلسطین در آن زمان بود) به زور قتل عام، بمباران، تجاوز و شکنجه از مزارع، روستاها و شهرهای خود به بیرون رانده شدند. آنها با تنها مایملکی که می توانستند با خود حمل کنند، از کشور گریختند.

از آن زمان تا کنون قدرتهای جهانی از طریق سازمان ملل، طی قطعنامه ها و توافقات متعدد به فلسطینیان وعده  تشکیل نوعی"دولت" فلسطینی داده اند.  چیزی که هرگز به حقیقت نپیوست.

امروزه تمامی اراضی فلسطین  به شکلهای مختلف توسط اسراییل اشغال شده است. اراضی که به عنوان خاک اسراییل اعلام شده؛اراضی که توسط "تشکیلات خودگردان" ولی زیر نظر اسراییل اداره می شود؛اراضی که قولشان به فلسطینی ها داده شده است ولی مستقیما در اشغال اسراییل است("مناطق اشغالی")

پاکسازی قومی فلسطینیان و قتل عام مداوم و افزایش یابنده مردم فلسطینی یک جنایت تاریخی و جهانی است. کلیۀ "راه حل" هایی که از سوی امریکا یا اسراییل طرح شده اند در خدمت به منافع آنها می باشند و هرگز نمی توانند شامل راه حل بنیادی برای خاتمه بخشیدن به ستم مردم فلسطین باشند و هیچ یک نمی توانند هویت بنیادا ناموجه دولت اسراییل تغییر بدهند. و این امر شامل هر نسخه و روایتی از "راه حل دو دولتی" نیز می شود.

"راه حل دو دولتی" جوری که اسراییل  آنرا تعریف کرده، حتی طرحی از یک "دولت" را شامل نمی شود. نتانیاهو در کنفرانس مطبوعاتی، شرایط اسراییل برای یک "راه حل دو دولتی" را به روشنی بیان کرد. او گفت شرط تشکیل چنین "دولتی" به رسمیت شناختن دولت یهودی و برقراری کنترل امنیتی اسراییل بر سراسر اراضی است. به رسمیت شناختن "یک دولت یهود" به این معناست که هر تشکیلات یا واحد خودگران فلسطینی باید اسراییل را  به عنوان یک حکومت دینییهود به رسمیت بشناسد تا به این ترتیب شهروند درجه دوم بودن فلسطینی ها(که عمدتا مسلمان و اقلیت بزرگی مسیحی هستند)آشکارا پشتوانۀ قانونی پیدا کند(فلسطینی ها عمدتا مسلمان با اقلیت بزرگی از مسیحیان هستند).

"کنترل امنیتی اسراییل بر سراسر اراضی" به این معناست که اسراییل این حق  را خواهد داشت تا  در یک "دولت" بی دفاع بر فلسطینی ها رژیم هراس و  وحشت اعمال کند.

اسراییل در عمل شرط هایش برای هر گونه "راه حل دو دولتی" را تحمیل می کند زیرا با گسترش "شهرکهای" اسراییلی  در سرزمین های غیر اشغالی در واقع امکان شکل گیری هر گونه "دولت" قابل دوم را غیر ممکن می کند. ساختن این شهرکها پاکسازی قومی فلسطینی ها را تداوم بخشید و به شکل تشدید یابنده توسط صدها هزار اسراییلی تا دندان مسلح که تحت حمایت دولت اسراییل هستند پیش برده می شود. شهرک سازی  بخشی از سیاست پاره پاره کردن جامعه فلسطینی و جدا و منزوی کردن آنها از یکدیگر از طریق حصارکشی به دورشان است.

 

"راه حل تک دولتی"- چراغ سبزی برای نسل کشی

 

پارادایم "دو دولتی" حداقل در ظاهر آرمان فلسطینیان برای تشکیل یک دولت خودمختار را به رسمیت می شناسد. وقتی ترامپ تاس "راه حل دو دولتی" را به هوا انداخت و روی "راه حل تک دولتی " آن را پایین آورد، در واقع چراغ سبز داد که حتا قبول صوری این آرمان باید کنار گذاشته شود. این امر طلایه دار وحشت های به مراتب شدیدتر و شدت و سرعت گرفتن نسل کشی مردم فلسطین است.

"راه حل تک دولتی" حتا حقوق به ظاهر برابر(مانند حق رای برابر) را میان فلسطینی ها و اسراییلی ها به رسمیت نخواهد شناخت و تبعیض آشکار و شدید را در استخدام، آموزش و سایر عرصه های اجتماعی نهادینه خواهد کرد.اگر این راه حل اجرایی شود، رسما اسراییل رااز هرگونه تعهد در برابر قوانین بین المللی در حمایت از حقوق مردمی که کشورشان  به اشغال  درآمده است آزاد می کند.

"راه حل تک دولتی" یک بیانیۀ نسل کشی است که اعلام می کند ملتی به نام ملت فلسطین و مردمی به این نام موجود نیست؛راهی است برای موجه کردنِ این دروغ نسل کشانه که گویا قبل از اسکان مهاجران یهودی به ویژه یهودیان اروپا در فلسطین، «فلسطین سرزمینی بود بدون مردم برای مردمی بدون سرزمین». اعمال راه حل تک دولتی به ایجاد رژیمی شبیه رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی یا به چیزی شبیه  وضعیت مناطق جنوبی آمریکا در زمان جیم کرو خواهد انجامید و حتی می تواند به اشکالی از خشونت بسیار شدیدتر و شنیع تر از خشونت کنونی دامن بزند.

"راه حل تک دولتی" موقعیت مردم فلسطین را به عنوان مردمی که در سرزمین خودشان در زنجیره هستند نهادینه تر از پیش کرده و لگدمال کردن حقوق کمی که دارند شدت خواهد گرفت و جهشی در دفن آمال و مبارزۀ این مردم برای رهایی خواهد بود.

 

"رابطه ویژه" برای تحمیل وحشت در جهان

 

نماینده های هیئت حاکمۀ آمریکا از هر جناح و خطی، بارها تاکید کرده اند که رابطۀ میان آمریکا و اسراییل یک رابطۀ منحصر به فرد و خاص است.  راست می گویند.  برای پنج دهه، اسرائیل مجری حیاتی منافع امپراتوری آمریکا نه تنها در خاورمیانه بلکه در هر پنج قاره دنیا بوده است. به عنوان یک دولت نظامی مسلح به  تکنولوژی  پیشرفته هسته ای، اسرائیل کل منطقه را تحت باج خواهی هسته ای خودگرفته است. ارتش اسراییل و ماموران آن در کشورهای همسایه اسراییل و حتی کشورهای بسیار دورتر حملات نظامی، بمباران و ترور سیاسی، انجام می دهند.  بخشی از این اقدامات در جهت منافع خود اسرائیل است، اما اساسا بیشتر آنها در خدمت منافع امپراتوری ایالات متحده است.

در حال حاضر امپریالیسم آمریکا درگیر یک نزاع خونین با بنیادگرایان اسلامیِ جهادی است.این نزاع نزاع میان دو طرف ارتجاعی در جهان کنونی است.ولی از دید حاکمیت امپریالیسم آمریکا  این نزاع "رابطه ویژه" بین اسراییل و آمریکا را از هر زمان دیگری حیاتی تر می کند. ایالات متحده به جز اسراییل متحدان دیگر هم در منطقه دارد.از جمله مصر و عربستان سعودی. ولی این رژیمها بی ثباتند. این رژیمها مورد نفرت اکثریت مردم شان هستند و تحت تهدید گروههای جهادی هم هستند. ولی صهیونیست های حاکم در اسراییل (حداقل در حال حاضر)از حمایت توده ای زیادی در میان مردم اسراییل که عمدتا از مهاجرین اروپایی نسب هستند برخوردارند.اسراییل فقط یک قدرت نظامی درنده نیست بلکه دارای اقتصادی قدرتمند و مجهز به تکنولوژی پیشرفته است؛ دارای استاندارد رفاهی بالایی است و شهروندان یهودی آن در "زنجیرۀ غذایی" جهانی که متشکل از مشقت خانه ها و حلبی آبادها است، در صدر امپریالیستی قرار دارند و از تمام مزایای این موقعیت بهره مند هستند.

همۀ این عوامل را جمع کنیم می فهمیم چرا آمریکا هم «گرفتار» اسراییل است و هم «به آن چسبیده است». «گرفتار» آن است چون اسراییل خشم و نفرت زیادی در جهان تولید می کند و آمریکا باید با معضلات ناشی از آن مواجه شود. به طور مثال، این معضل که گروههای جهادی این خشم و نفرت را به نفع خود مصادره و در پارادایم "جنگ تمدنها" به سوی جناح خود هدایت می کنند. امپریالیسم غرب و اسلام گرایان،هر دو، در این پارادایم شریک اند. در عین حال آمریکا مجبور است به اسراییل «بچسبد» چون در حال حاضر یک متحد ضروری و حیاتی است.

تا کنون حاکمان آمریکا سعی کرده اند میان این تضاد "گرفتاری" و "چسبیدن " با مهارت و از طریق حمایتهای گسترده نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک مانور بدهد.این حمایتها زمانی که خشم جهانی نسبت به جنایتهای بی شمار اسراییل علیه فلسطینیان، مشکلات واقعی برای امپراتوری ایجاد می کند، به صورت موقتی با  انتقادهای عمومی همراه می شود. پیام "راه حل تک دولتی" ترامپ، لحن و محتوای صحبتهایش در کنفرانس خبری و کلیت کارزار وی،همگی حکایت از این دارند که بخش "انتقادهای عمومی" از این بسته حمایتی در حال حذف شدن است و آمریکا به اسراییل برای ارتکاب جنایات بیشتر چراغ سبز نشان می دهد.

در اواخر دوره ریاست جمهوری اوباما،آمریکا از وتو کردن قطعنامه سازمان ملل علیه اسراییل خودداری کرد(چیزی که تقریبا هرگز پیش از این رخ نداده بود). ترامپ از خشم منفجر شد. در توئیتی نوشت "قبلا اسراییلها در آمریکا دوستان خوبی داشتند، ولی دیگر ندارند.....آغازِ این  پایان همان توافق وحشتناک با ایران بود و حالا هم سازمان ملل! آهای اسراییل تحمل کن. 20 ژانویه(روز تحلیف  ریاست جمهوری ترامپ) به سرعت نزدیک می شود!".

وقتی ترامپ وقتی به قدرت رسید دیوید فریدمن را به عنوان سفیر آمریکا در اسراییل منصوب کرد. یک روزنامه اسراییلی فریدمن را "در دیدگاههایش سختگیر تر از نخست وزیر نتانیاهو" توصیف کرد. یک مفسر اسراییلی اظهار کرد،«فریدمن می تواند در یکی از احزاب افراطی اسراییل حامیانی پیدا کند ولی فقط در گوشه جناح راست آن».

 

شکستن قفس شرایط تحمیل شده توسط جناحهای ارتجاعی

 

نه "راه حل دو دولتی" و نه "راه حل دو دولتی" قادر به آزاد کردن فلسطین نیست. ولی به رسمیت شناختن "راه حل تک دولتی" توسط ترامپ بخشی از یک طرح کاملا  فاشیستی  در داخل آمریکا و در جهان است و خطری جدی برای بقای مردم فلسطین محسوب می شود.

ترامپ اعلام کرده تروریسم رادیکال اسلامی را به صورت کامل از صفحه زمین "محو" خواهد کرد.این تهدید، یعنی در نشانۀ تفنگ قرار دادن فلسطینی ها همراه با مسلمانان سراسر جهان. هر چند همۀ فلسطینی ها مسلمان نیستند اما از نظر ترامپیست ها همین که بخشی از آنان مسلمان هستند آنان را در اردوی دشمن قرار می دهد. این سیاست رنج های عظیمی برای مردم جهان به بار خواهد آورد و به عروج گروههای جهادی بیشتری منجر خواهد شد.

ترامپ خواستارگسترش عظیم ارتش آمریکا از جمله زرادخانه اتمی آمریکاست.او ظاهرا بر استفاده از سلاحهای اتمی تمرکز کرده و تحریمهای بیشتری علیه ایران وضع کرده است. در پرتو کلیت این بسته، استقبال ترامپ از"راه حل تک دولتی" در کنفرانس خبری با نتانیاهو اهمیت شومی پیدا می کند.

در اینجا مولفۀ فاشیست مسیحی در رژیم ترامپ/پنس نقش تعیین کننده ای پیدا می کند. مسیحیان فاشیست برخورد با بنیادگرایان اسلامیِ جهادی را ادامۀ جنگ تاریخی میان غرب یهودی-مسیحی سفید پوست با دنیای اسلام می بینند و معتقدند امروز اسراییل، در "خط مقدم" این جنگ تمدنها قرار دارد. فاشیست های مسیحی بازیگران کلیدی در رژیم ترامپ هستند.

در سوی دیگر این نزاع، بنیادگرایان اسلامیِ جهادی قرار دارند که خود را به عنوان یک "بدیل" در مقابل امپریالیسم غرب معرفی می کنند. آنها با حرکت از برنامۀ ارتجاعی خودشان،همکاری تشکیلات خودگران فلسطین با حاکمان آمریکایی و اسراییل را محکوم می کنند. امروز، آنها منطقه غزه در  فلسطین را کنترل می کنند ودر این منطقه و مناطق دیگر پایه مردمی برای خودشان درست کرده اند. اما "راه حل"  آنها عکس برگردان فاشیست های بنیادگرای مسیحی است. هرچند که آرزوی آنان برای استثمار و ستم دیگران حتی به گرد پای مقیاس جنایات امپریالیسم غرب نمی رسد. آنان نیز مانند فاشیست های مسیحی به جنگ علیه روش علمی، زنان،هر گونه دگراندیشی و مخالفت با ایدئولوژی تاریک اندیش شان، برخاسته اند.جوامع تحت کنترل آنها بر مبنای استثمار و تحمیل جنون آسای بنیادگرایی که خرد کننده روح است بنا شده است.

این "بدیل" های جهنمی، نیاز  به میدان آوردن راهی نوین را فریاد می کنند.راهی بنیادا متفاوت و بسیار بهتر برای بشریت وجود دارد. بر مبنای آنچه جامعه بشری تا به امروز به آن دست یافته است، آثار باب آواکیان  مسیرهای رهایی بشریت را باز کرده است. آثار این رهبر انقلابی در وبسایت نشریۀ انقلاب در دسترس است. امروز در خاورمیانه و اقصی نقاط جهان، به طور عاجل لازم است این بدیل واقعی را در مقابل بدیل های ستمگرانه ای که دست در گریبان یکدیگر دارند به روی صحنه بیاوریم.

برای به صحنه آوردن راهی دیگر در لحظۀ کنونی واجب است مردم علیه طرح ترامپ برای تشدید ستم بر مردم فلسطین که دارای پیامدهای وخیم خواهد بود به پا خاسته و با آن مقابله کنند.و فراتر از  آن در جهت منافع بشریت  رژیم فاشسیتی ترامپ/پنس را از قدرت بیرون برانند.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 سیاست نسل کشی رژیم ترامپ در مورد فلسطین -واقعیت «راه حل دو دولت» چه بود و واقعیت «راه حل تک دولتی» چیست؟
 در تاريخ
 2017-03-17
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در