Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 74  شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ آوريل ۲۰۱۹       
شاه لویی اردوغان و خودمختاری کردستان ترکیه

شاه لویی اردوغان و خودمختاری کردستان ترکیه

 

بریوان پرند

 

خودمختاری می گیرید تا ریاست جمهوری را تائید کنید!

تیتر فوق موضوع بحث هایی است که در چند سال اخیر و به ویژه بعد از اعلام درخواست خودگردانی کردها در مطبوعات ترکیه بر سر زبان ها است.) 1( مذاکره و مجادله بر سر سهمی از قدرت در میان بزرگان! جامعه کردستان به طور کلی و کردستان ترکیه به طور اخص طی چند دهه اخیر تغییرات چشم گیری را پشت سر گذاشته اند. رشد روابط سرمایه داری به گسترش بورژوازی و طبقه کارگر در کردستان منجر شده است. جریانات اسلام سیاسی و پیدایش حکومت خودمختارکردستان در شمال عراق، حضور فعال زنان در عرصه های مبارزه سیاسی و اجتماعی و بسیاری تحولات دیگر فضای جدیدی در کردستان ایجاد کرده است. در میان این تحولات اجتماعی نیروهای عمده عرصه سیاسی در کردستان ترکیه نیز دستخوش تغییراتی شده اند. تحولات عینی نمایندگان سیاسی خود را ساخته و دگردیسی این سیاست ها به روشنی نشان دهنده تحکیم و تحکم هدف و برنامه ای است که بورژوازی کردستان را نمایندگی می کند. با این همه بد نیست نگاهی اجمالی به عمده ترین نیروهای سیاسی موجود در کردستان ترکیه و برنامه های آن بیاندازیم. برنامه ای که با درخواست خودمختاری اکنون در برابر دولت حاکم ترکیه ایستاده است.

دولت جمهوری ترکیه در پی جنگ جهانی اول و با فروپاشی امپراتوری عثمانی، توسط کمال آتاتورک بنیان گذاری شد. اصول «کمالیزم »(2)  مختصات این دولت تمرکزگرا را تعریف می کند. دولتی که جمهوریت و سکولاریزم را در برابر سلطنت و شریعت عثمانی قرار داد و با حذف و سرکوب ملل دیگر و حقوق آنان، ملیت گرایی ترک را در مرکز ایدئولوژی و هویت خود قرار داد. در دو دهه اخیر پس از دستگیری اوجلان توسط

نیرو های امنیتی اسرائیل و سیا و میت ترکیه، بورژوازی بزرگ ترکیه با حمایت امپریالیسم امریکا با هدف ثبات بخشیدن به دولت ترکیه و مهار

شورش مردم کردستان دست به یک رشته اصلاحات سیاسی زد. انتخاب نمایندگان کُرد در بخش ها و فرمانداری ها و مجلس و دادن برخی امکانات همچون تلویزیون و مطبوعات به زبان کردی به پیش برده شد. متعاقب آن حزب عدالت و توسعه یا آ.ک.پ که نماینده متشکل سرمایه داران بزرگ اسلامی است، توانست با کسب اعتماد سرمایه داری غرب به حکومت راه یابد و 14 سال صاحب اقتدار بلامنازع دولت ترکیه باشد. بورژوازی کرد در درون چنین فضایی توانست روزنه هایی برای پیش برد منافع اقتصادی و سهم خواهی خود از کردستان و ترکیه بیابد.

حزب کارگران کردستان )پ.ک.ک( از اواخر دهه 70 در ادامه مبارزات ملی کردستان پا به عرصه وجود گذاشت. این حزب مدعی حقوق ملی کُرد و همچنین منافع کارگران و زحمتکشان کردستان بوده است. اما باید توجه داشت آنچه ماهیت و خصلت طبقاتی یک حزب، جریان و جنبشی را تعیین می کند نه ادعاها و نام و ظواهر آن و نه پایه ی اجتماعی و طبقاتی هوادارانش، بلکه افق و برنامه و خط و مشی است که برای حرکت و ساختن جامعه ی آینده اش ترسیم کرده و بر مبنای آن عمل می کند. از این رو اوجالان و پ.ک.ک نماینده ی پرولتاریا و زحمتکشان کردستان و یک جنبش انقلابی مردمی که پیگیر منافع اکثریت مردم باشد نیست و تعداد اعضا و هوادارانی در میان کارگران و دهقانان کردستان یا داشتن نام و عنوان «حزب کارگران » و حتی ادعای سوسیالیست بودن و شعارهای برابری و رهایی سر دادن، در این حقیقت خللی وارد نمی کند. آنچه در افقِ برنامه و در متن تئوری و خط و مشی و استراتژی عملی اوجالان و پ.ک.ک و سایر سازمان های متحد با آن در ک.ج.ک قرار گرفته است، چشم انداز بورژوازی کُرد است که هدف دست یافتن به خودمختاری و خودگردانی و استقلال عمل بیشتر در سایه ی ادغام شدن با روابط تولیدی و مناسبات طبقاتی حاکم بر جمهوری ترکیه و ساختار بورژوا-کمپرادوری آن را دنبال می کند(3).

طی چند دهه گذشته و به دنبال رشد روابط سرمایه داری در سراسر کردستان، نقش بورژوازی کرد در منطقه به ویژه در دولت اقلیم کردستان از سطح گسترش روابط با بورژوازی ملل غالب فراتر رفته و به سطح همکاری های اقتصادی، سیاسی و نظامی- امنیتی با دولت های امپریالیستی نیز رسیده است. بورژوا- کمپرادورها و فئودال- کمپرادورهایی چون عشیره و خاندان و حزب بارزانی و طالبانی مدت ها است به متحد سیاست های امپریالیسم آمریکا در عراق تبدیل شده اند و جنبش کردستان عراق و توان نظامی و مردمی آن را به پیاده نظام امپریالیست ها و مجری بالقوه سیاست های آن ها در عراق تبدیل کرده اند. شخص عبدالله اوجالان این تغییر فاز امپریالیستی در مساله کُرد بعد از جنگ کویت و سپس سقوط صدام و تشکیل دولت خودمختار کُردی در جنوب کردستان را دریافت و از آن به «چاره یابی مساله کرد بر اساس مدرنیته ی کاپیتالیستی » نام برد. )اوجالان 1391 : 103-102 ( اما او همزمان دریافت که به این مساله می تواند به عنوان یک فرصت برای پ.ک.ک و کل بورژوازی کُرد در شمال کردستان

)کردستان ترکیه( نیز نگاه کند(4).

انتخابات ماه ژوئن سال گذشته، پیروزی های روژئاوا و تعادل قوای جدیدی که در سوریه در حال شکل گرفتن است، این توهم را در بورژوازی کُرد ایجاد کرد که گویا اردوغان چاره ای جز تن دادن به مطالبات آن ها نخواهد داشت. از همین رو خود را در برابر اردوغان قرار داد. اگرچه درب مذاکره را نبست و حتی احتمال ائتلاف را هم منتفی ندانست اما پیش شرط هایش مورد قبول اردوغان قرار نگرفت. در واقع قدرت یابی پ.ک.ک در روژئاوا و منطقه پایگاهی ای که در اختیار این حزب قرار گرفت و همچنین برخی مذاکرات و تعاملات میان پ.ی.د )حزب متحد پ.ک.ک در کردستان سوریه( با قدرت های امپریالیستی به ویژه ایالات متحده و برخی از قدرت های اروپایی هرگز به مذاق اردوغان و حزبش خوش نیامد و آن ها را هر چه بیشتر نسبت به گسترش نفوذ و محبوبیت پ.ک.ک در شمال و غرب کردستان مظنون کرد. اردوغان کل بازی سازش و مذاکره با پ.ک.ک را به هم زد. حادتر شدن تضادهای رژیم اردوغان با امپریالیسم آمریکا در رابطه با سیاست هایی که رژیم اردوغان در حمایت از داعش پیش می برد، یکی از عوامل مؤثر در برهم زدن بازی بود.

در دور دوم انتخابات ترکیه اردوغان به شدت از روند گسترش جنگ در خاورمیانه و گسترش بی ثباتی در ترکیه به نفع خود استفاده کرد. اما آنچه باعث از بین رفتن ابتکار عمل ه.د.پ و اپوزیسیون چپ ترکیه در مقابل رژیم اردوغان شد، ورود اینان به درون ساز و کار دولت بود.  اردوغان حتی دمیرتاش را مجبور به دفاع از عملیات نظامی دولت ترکیه علیه پ.ک.ک کرد. نیروهای پلیس به کردستان سرازیر شدند. در چنین وضعیتی ه.د.پ کوشید به عنوان بازوی پارلمانی بورژوازی کُرد به روسیه نزدیک شود و صلاح الدین دمیرتاش دیدارهای سیاسی و معناداری را با روسیه ترتیب داد، آن هم درست زمانی که اردوغان منافع خود و امپریالیزم آمریکا را در تضاد با قدرت گیری بیشتر روسیه در منطقه می بیند.) 5( بعد از دیدارها کنگره د.ت.ک (6) اعلام کرد که خودمختاری خواسته اصلی کردها است ودولت را به مذاکره و بحث بر سر قانون اساسی دعوت کرد.

ویژگی این خودمختاری چیست؟ بحث خودمختاری در ادامه سیاست پردازش شده توسط اوجالان به نام «کنفدرالیسم دمکراتیک » جامعه ای را تصویر می کند که می کوشد دولت را درون سیستم تاریخی - طبقاتی اما با قدرت گیری نهادهای مردمی نظیر شهرداری ها یا شوراهای شهر رفته رفته از موضوعیت ساقط کرده و روابط مستقیم مردم با هم و مشارکت در زندگی اجتماعی مدلی از رابطه را برقرار کند که در آن دموکراسی رعایت می شود. کنگره د ت ک در اعلامیه اخیر خود خودمختاری را با 14 ماده توصیف کرده است. این اعلامیه نشان می دهد خودمختاری مورد ادعا بورژوازی کُرد هر اندازه هم بکوشد با ادبیاتی رهایی بخش و با مفاهیمی التقاطی و گیج کننده درباره جامعه نوین و ساختارهای آن سخن

بگوید در بهترین حالت درخواست حقوق شهروندی با رعایت تمامی مناسبات طبقاتی و ایدئولوژیک حاکم در جامعه است. ماده واحده های این مطالبات پوسته راز آمیز اندیشه اوجالان را کنار می زنند و هسته رفرمیستی آن را آشکار می کند.

بورژوازی و خرده بورژوازی کُرد نه می خواهد چیزی را عوض کند و نه می تواند و توهمی در مورد این امر ندارد و تلاش هایش در معرفی خود به عنوان نیرویی که راه کار برون رفت از وضعیت اجتماعی اسف بار داخلی ترکیه و جهان را دارد، فقط به درد عوام فریبی می خورد.

طبقه بورژوازی کُرد ملاحظه ای سیاسی و محافظه کارانه را در سر دارد. از نظر این طبقه در وضعیت مبارزه طبقاتی در سطح جهانی و شرایط داخلی کردستان و ترکیه، در حال حاضر امکان حتی قدرت گیری ناقص و قسمی برایش نیست. با همه این اوصاف بورژوازی کرد و نمایندگان سیاسی اش هر وقت که با قدرت تمرکزگرا در مرکز روبرو می شوند با زبان مبارزه و «خلق » سخن می گویند و با به رخ کشیدن نیروهای مردمی خود، میز مذاکره می طلبند. «میز مذاکره » تبدیل به مطالبه اصلی اینان شده است. ه.د.پ بارها اعلام کرد با سیستم ریاست جمهوری پیشنهادی اردوغان مشکلی ندارد و می تواند بخشی از پروسه مذاکره برای تدوین و شکل دهی آن باشد. (7) بحث بر سر قانون اساسی جدید برای ه.د.پ فرصتی است که قدرتی داده و قدرتی گرفته شود. اما مسئله این است که بورژوازی کرد در این معامله، اولاً مسئله ستم ملی به عنوان جزئی ساختاری از ماهیت تاریخی دولت بورژوایی در ترکیه را حل نمی کند و دوم، منافع کارگران و زحمتکشان کردستان را به حراج می گذارد.

 

ریاست جمهوری یا پادشاهی لویی اردوغان عثمانی!

حزب عدالت و توسعه )ا.ک.پ( در سال 2002 با اتحاد اپوزیسیون اسلامی ترکیه شکل گرفت. بورژوازی ترکیه به رقیب جدید خود به عنوان نیروی هم راستایی که می تواند پتانسیل بخشی از مردم را در اختیار هدف های اقتصادی و سیاسی سیستم قرار دهد نگاه کرد و مسیر رشد آن را هموار ساخت. هدفی که پیش زمینه آن بحران اقتصادی سال 2001 و بن بستی بود که بورژوازی سکولار ترک در آن گیر افتاده بود. با همه رقابت های موجود این دو طیف یعنی کمالیست های سابق، ارتش و بورژوازی سکولار ترکیه )توسیاد( و طیف تازه قدرت گرفته سرمایه داران مسلمان مدافع ارزش های غرب و تضمین کننده تداوم روابط سرمایه داری جهانی در جغرافیای ترکیه بودند. حزب آ.ک.پ توانست اولاً با بهره گیری از کمک های اقتصادی، سیاسی و امنیتی آمریکا و با بهره گیری از تضادهای جامعه ترکیه از جمله مسئله جنگ دائمی با کردها، مسئله مذهب و تنفر مردم از کودتاچیان، پایه های قدرت خود را مستحکم تر کند.

در دوره آ.ک.پ نظم اقتصادی و سیاسی نئولیبرالی تقویت شد. در میان جناح های مختلف بورژوازی ترکیه باز توزیع قدرت سیاسی و اقتصادی انجام گرفت و اردوغان توانست بخش مهمی از بورژوازی کُرد را با خود همراه کند. به گونه ای که در کلیه انتخابات آ.ک.پ اکثریت آرای کردستان را از آن خود می کرد. اما پس از یک رشته رخدادهای مهم در خاورمیانه و در داخل ترکیه )مانند بهار عربی، آغاز جنگ داخلی سوریه، جنگ قدرت بر سر هژمونی در خاورمیانه میان ایران و ترکیه و سعودی، رشد و توسعه نیروی اسلام گرایی به نام داعش در خاورمیانه و شمال آفریقا، و در داخل ترکیه بروز تورم اقتصادی بی سابقه، سربلند کردن جنبش معروف به جنبش پارک گزی که مشروعیت آ.ک.پ را به طور جدی به چالش کشید و گسترش اعتراضات زنان و کارگران به محدودیت های اعمال شده قانونی که اردوغان ارائه می داد(، صف آرایی های درون بورژوازی تغییر کرد و خود آ.ک.پ نیز مجبور به تصفیه بخش مهمی از رفقای سابق شد. با این همه هنوز نیروهایی بودند که آ.ک.پ می توانست همان کاری را با آن ها بکند که قبلا بورژوازی بزرگ ترکیه با او کرده بود. ورود ه.د.پ به