Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 80  پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷       
بشریت نیاز به انقلاب و کمونیسم نوین دارد

بشریت نیاز به انقلاب و کمونیسم نوین دارد

 

اجلاس سران جي بيست، قدرتمندترين کشورهاي امپرياليست جهان را در کنار مرتجيعني چون اردوغانِ ترکيه و موديِ هندوستان گرد هم مي آورد. با آمدن ترامپ يعني رهبر رژيم فاشيست تازه مستقر شدة آمريکا، اين گردهمايي اهميت بيشتري مي يابد. واضح است که اوضاع عادي نيست. وظيفه عاجل اين است که اين مبارزه را شدت داد و بر شکاف هايي انگشت گذاشت که در ساختمان نظم جهان سرمايه داري ظاهر ميشود تا در نهايت بر اين سيستم، خط پاياني گذاشت.

برگزار کنندگان اجلاس سران ادعا مي کنند که جي-بيست براي خود اين وظيفه را تعيين کرده که «جهاني سازي رابه شکلي درآورد که به نفع همگان باشد». براي بيشتر مردم اينجا و سراسر جهان، اين تنها شوخي زننده اي است. سرمايه داري تنها مي تواند از طريق خُرد کردن اکثريت به نفع تعدادي محدود شکوفا شود. اين واقعيت تلخ حتي در بيشتر کشورهاي «پيشرفته» دمکراتيک هم صادق است اما زماني که به کل دنيا تعميم مي يابد حتي بيشتر صادق است. واقعيت اين است که تا زماني که سيستم سرمايه داري-امپرياليستي وجود دارد، عدهاي انگشت شمار از کشورهاي ثروتمند به سلطه بي رحمانه و استثمار سخت بر اکثريت مردم و ملت ها در اين سياره ادامه خواهند داد. اين يک اعلام جرم جدي عليه طبيعت ضدبشري و جنايت کارانه اين سيستم است که در جهاني که ميتوان در آن، نيازهاي ابتدايي بشر را پاسخگو بود، زجر، رنج و جهل در کمين گستره وسيعي از بشريت است.

حتي اگر اين قانون گذاران خواست ديگري مي داشتند، زيربناي کارکرد شيوه توليد سرمايه داري – امپرياليستي، آن ها را مجبور مي کرد که مردم و اين سياره را حتي با مقياس بيشتري استثمار کنند. رقابتهاي شديد هميشگي بين سرمايه دارها، آن ها را به جلو پيش مي راند تا از خشن ترين اشکال ستم و استثمار استفاده کنند تا اين شيوه توليد و قوانين آن را تقويت کنند.

جي-بيست، سخت گيري شديدي تري را عليه «نامطلوب ها» در اروپا پيش خواهد برد. در همان حالي که به مداخلات نظامي خونين در خاورميانه و نقاط ديگر دست مي زند که ميليون ها نفر را از خانه هاي شان آواره مي کند، مرزها را سخت تر مي بندد و با خشونت پناهجويان مستاصل را بيرون مي کند. سران اجلاس جي بيست، از اساس نماينده لايه هاي پوسيده سرمايه داري امپرياليستي غربي است که مي بايد مدت ها قبل به تاريخ پيوسته باشد. امپرياليست هاي غربي در عين حال که با ديگر اقشار اجتماعي تاريخا پوسيده که توسط بنيادگراهاي اسلامي نمايندگي مي شوند نزاع دارند، همزمان تقويت کننده آن ها هم هستند. و اين ديناميک (نزاع و تقويت همزمان دو پوسيده) است که گرايش هاي ارتجاعي را در بخش هاي بزرگي از جهان تقويت مي کند. امپرياليست ها از اين موضوع استفاده مي کنند که خود را به عنوان مشعل داران روشنگري موجه جلوه دهند. اين مساله تشخيص دوست و دشمن واقعي را براي مردم سخت تر مي کند. تمام اين ها بر اين نياز عاجل تاکيدي مي گذارند که بشر بايد اين سيستم را در هم بشکند و از آن فراتر رود.

ظهور رژيم فاشيست ترامپ/ پنس به عنوان رييس قدرتمندترين کشور امپرياليست، تاثيرات ناگواري براي همه مردم در هر کجا دارد. همان تضادهاي عميقي که منجر به استقرار رژيم ترامپ در آمريکا شد در اروپا نيز عمل مي کند که از نژاد پرستي، بيگانه هراسي، نفرت از زن و سياست هاي تخريبي محيط زيست سوخت گيري مي کند. اين چرخش به راستِ قانون گذاران، راه را براي حرکت هاي فاشيستي و نيز امکان روي کار آمدن رژيم هاي فاشيستي در کشورهاي اروپايي آسان مي کند.

در آمريکا مبارزهاي جهت سرنگوني رژيم ترامپ/پنس در جريان است که حمايت فعالانه از آن يک وظيفه  فوري است. زمان اندکي تا استقرار کامل قدرت اين رژيم باقي است. اين مبارزه همراه با مبارزه عليه چرخش به راست در اروپا بخشي از يک مبارزه سراسري براي رهايي از سرمايه داري و امپرياليسم يکبار براي هميشه است.

وجه مشخصه اجلاس سران جي بيست امسال، تشديد رقابت ميان امپرياليست ها است. ترامپ کاملا روشن کرده است که تمايل دارد تا هر آنچه لازم است انجام دهد تا سلطه جهاني امپرياليسم آمريکا را احيا کند. اما به ديگر امپرياليست ها نميتوان اجازه داد که از چهره زشت رژيم ترامپ براي مخفي کردن ماهيت پليد خود استفاده کنند. آنگلا مرکل سعي مي کند خود را به عنوان «رهبر جهان دمکراتيک» معرفي کند. مشارکت او با امانوئل ماکرون تازه منتخب به عنوان «همگرايي بشريت و دمکراسي» در تقابل با دونالد ترامپ شرور و عقب مانده اعلام مي شود. اما هنگامي که نمايندگان سياسي اروپا در مورد اين صحبت مي کنند که بايد «مسئوليت بيشتري» در دنيا به عهده بگيرند، منظورشان اين است که آلمان، فرانسه و بقيه اروپا بايد جاه طلبي هاي امپرياليستي شان را بي رحمانه تر دنبال کنند که اين شامل به راه انداختن جنگ هم مي شود. اگرچه تفاوت هاي واقعي بين امپرياليست ها بر سر اين است که چگونه سيستم خود را تقويت کنند، اما آن ها تفاوت هاي بين مرتجعين است. در همان حالي که ترامپ براي ساخت يک ديوار در مرز آمريکا و مکزيک فراخوان مي دهد، «استحکامات اروپا» مسئول مرگ سالانه هزاران مهاجر است. اروپاي امپرياليست به منظور بيرون نگه  داشتن مردم فقير و رنج ديده، از ساخت کمپ هاي مهاجرتي چنان اسفناکي در شمال آفريقا حمايت مي کند که حتي ديپلمات هاي آلماني آن ها را با «اردوگاه هاي اجباري کار نازي ها» مقايسه مي کنند.

در مواجهه با ظهور يک دشمن ظاهراً شکست ناپذير، گرايشي جدي موجود است که «سياست هر آنچه ممکن است» را پذيرفت و فقط به جستجوي راههايي تن داد که ضربات سهمگين سيستم را اندکي نرم تر کند و از تغيير بنيادين براي نسل هاي آينده چشم پوشيد. با اين حال بعضي به تظاهرات ضد جي بيست فراخوان ميدهند و به اين اشاره مي کنند که سيستم سرمايه داري نمي تواند به طور صحيحي به مشکلات پيش روي بشريت بپردازد. حتي اين درک هم موجود است که ميگويد بايد جهاني امکان پذير باشد که در آن زنان تحت سلطه نباشند ، منابع کره زمين غارت نشوند و مردم از سراسر جهان در منافع مشترک بشريت مشارکت داشته باشند. بله، همه اين ها ممکن است. اما آنچه کمتر از همه فهميده شده آن است که همه اين ها تنها از طريق يک انقلاب واقعي ميسر است و نه فقط با تغيير چهره قدرت و «ساختن بهترين» در چارچوبه اي پوسيده. نياز به انقلاب سرزنده تر و الزام آورتر از هميشه است، حتي اگر خيلي ها فکر کنند که اين ايده قبلاً امتحان شده و جواب نداده است و عده اي ديگر آن را يک رؤياي غير ممکن بدانند.

رهبر انقلابي امريکا باب آواکيان تاکيد مي کند که «همه جا مردم عليه حکومت ها بلند مي شوند اما محاصره مي شوند، مايوس مي شوند و به بخشش ستمگران جنايت کار واگذار مي شوند يا به راه هاي اشتباهي رهنمون مي شوند که غالبا با خشونت سبعانه و زنجيرهاي بردگي سنت تقويت شده است. همه جا مردم نياز به راه برون رفت از شرايط استيصال شان را دارند اما سرچشمه زجر خود و راه برون رفت از تباهي را نمي بينند».

با اين وجود چشم انداز و رويکردي علمي براي فرا رفتن از جهان استثمار و ستم، نکبت، فقر، تعصب، پدرسالاري و اتلاف بشريت موجود است. و آن کمونيسم نوين است يعني تجسم دوباره انقلاب و کمونيسم که توسط باب آواکيان بسط داده شده است. اين آزادي و گشايشي بزرگ براي بشريت است. روشي علمي است براي فهم مشکلات عظيمي که هفت ميليارد نفر در اين کره با آن رو به رو هستند. سنتز نوين کمونيسم، جهت گيري جامع استراتژيکي را براي ساخت جنبشي براي يک انقلاب واقعي فراهم مي کند که ميتواند واقعا در مقابل ماشين عظيم مرگ و نابودي اين سيستم پيروز شود. سنتزنوين کمونيسم خطوط راهنمايي را فراهم مي کند از اينکه چگونه مي توانيم جامعه اي بسازيم که نياز هاي ابتدايي مردم را برآورده کند و در عين حال دورنماي جديدي براي جوش و خروش و خلاقيت روشنفکري و فرهنگي باز کند. چطور واقعاً بتوانيم پدرسالاري و نژادپرستي را در ارزش ها و تفکر مردم ريشه کن کنيم... چگونه بتوانيم اقتصادي ايجاد کنيم که با توجه به الباقي طبيعت قابل دوام است و چگونه مي توانيم جامعه اي بسازيم که نقطه شروع آن «کشور من» نيست بلکه منافع بشريت است.

ما نمي توانيم سال از پي سال، به دورنماي اين تظاهرات عليه حاکمان يکسان به روش هايي يکسان، راضي باشيم. چرا که بشريت و اين سياره تاب تحمل آن را ندارند! بايد با چيزي مواجه شويم که بشريت نياز دارد تا از طريق آن اين سيستم را دور بياندازد. مردمي که مي دانند که جهان موجود، غيرقابل تحمل است نه تنها مسئوليت جدي براي پا پيش گذاشتن و تداوم مقاومتشان دارند بلکه همچنين مسئوليت جستجو و آزمودن اين پيشرفته ترين درک علمي را دارند که چگونه اين دنيا ميتواند و بايد از طريق يک انقلاب دگرگون شود. ما به يک انقلاب تام و تمام نياز داريم و سنتز نوين کمونيسم آن را ممکن ساخته است•

(گروه مانيفست کمونيست انقلابي(آر.سي.ام.جي

28 ژوئن 2017

با طرفداران آر.سي.ام.جي. در آلمان از طريق ايميل زير تماس بگيريد:

 rcmanifestogroup@gmail.com

 

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در