Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 80  پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷       
توفان

توفان به ساحل تکزاس حمله ور می شود

فاجعۀ طبیعی که بحران نظام را برملا می کند

 سیلِ مهیبی به دو شهر هوستون و کورپوس کریستی از ایالت تکزاس در آمریکا، هجوم آورده است. هم زمان باران های «مونسون» تبدیل به سیلاب های ویرانگر در شهرهای ساحلی هند شده و در سواحل بنگلادش هفتصد هزار نفر، بی خانمان و هزاران نفر کشته شده اند.

در همة این موارد، از تکزاس امپریالیستی تا بنگلادش تحت سلطه، بیشترین لطمات وارده بر مردم نه ناشی از این فجایع طبیعی بلکه نتیجة سازمان اجتماعی سرمایه داری است. به همین دلیل در معادلات این نظام اجتماعی، مردم و زندگی آن ها هیچ جایی ندارند. مهم نیست که این نظام در شکل های عقب مانده ای مانند هند و ایران و بنگلادش باشد یا در شکل های بسیار پیشرفته اش مانند آمریکا. در هر حالت، اکثریت توده های مردم اولین قربانیان فجایع طبیعی هستند. و هم به علت آن که، در نتیجة تجاوز سرمایه داری به محیط زیست تغییرات اقلیمی فاحشی در کرة زمین به وقوع پیوسته و فجایع طبیعی به طرز بی سابقه، شدیدتر و غیرقابل کنترل تر شده اند.

در سرمایه داری، سود در فرماندهی «توسعة اقتصادی» است. پس مراتع و تالاب ها خشک می شوند. به جای دشت ها و مزارع، هیولاهای کلان شهر سربلند می کنند با بیغوله هایی در اطراف آن ها. زلزله ها شدیدتر و تکراری تر از همیشه می شوند، چون سرمایه داری در جستجوی سود و انباشت سودآور به ژرفای زمین نیز تجاوز می کند و پایه های زمین را سست می کند. سرمایه داری در جستجوی سود، منابع آبی صد نسل آینده را همین امروز مصرف می کند و نتیجه اش خشکسالی های مهیب است.

این است جهانی که در آن زندگی می کنیم و تحمل آن ثانیه ای جایز نیست. برای همین باید وارد مبارزه برای کمونیسم شد. از آمریکا تا ایران، رژیم های حاکم را در خدمت به چنین انقلابی باید سرنگون کرد. اگر این دولت ها و رژیم های شان هیچ جنایت دیگر مرتکب نشده بودند مگر جنایت زیست محیطی، برای صدور حکم سرنگونی شان کافی بود. لحظه را باید دریافت و در سازمان دادن انقلاب های کمونیستی در همه جای دنیا درنگ نکرد.

در زیر، خلاصه ای از بیانیة حزب کمونیست انقلابی در آمریکا را می خوانید. این بیانیه و متن «قانون اساسی در جمهوری سوسیالیستی آمریکای شمالی» (نوشتة رفیق آواکیان و از اسناد مهم حزب کمونیست انقلابی) در جریان دخالتگری این رفقا در اوضاع شهرهای سیل زده توسط فعالین این حزب و توده هایی که جذب می کنند، پخش می شود؛ توده ها برای امداد  رسانی بسیج می شوند و حول «مطالبات ما» مبارزه سازماندهی می شود. حزب اعلام کرده است که باید برای دفاع از مطالباتی که در زیر آمده است بسیج شد. باید از همه مبارزات مردم در مناطق توفان زده برای تحقق این خواست ها حمایت کرد. و به ویژه با هر اقدام مقامات برای سرکوب مردم مقابله کرد.

علاوه بر این، حزب در مورد نقشه های احتمالی رژیم ترامپ/پنس برای استفاده از این بحران جهت تشدید سرکوب علیه مردم و پیش بردن برنامة فاشیستی خود از این طریق، هشدار و فراخوان مقاومت همه جانبه علیه این حرکت را داده است.

سیل- توفان هاروی ساحل خلیج مکزیک را زیر و رو کرد. توفان به مدت بیش از یک هفته ادامه یافت و بارش بی سابقه فاجعه ای عظیم به بار آورده است. میلیون ها نفر را به لبة پرتگاه هست و نیست رانده است. بسیاری از این میلیون ها نفر، فقرا هستند: چیکانوها، مهاجرین و سیاهان که در تصفیه خانه ها و اسکله های اطراف یا در مزارع برنج، پنبه و چغندر کار می کردند یا در زاغه های شهری ویران و مناطق مسکونی غیرقانونی که در حاشیة روستاها درست شده اند و به «کولونیا» معروف شده اند، زندگی می کردند.

یکی از علل این سیل عظیم و ناتوانی زمین در جذب شلاق های تند باران، توسعه سرمایه داری افسارگسیخته است: پارکینگ های بی انتها، مراکز خرید و حومه های شهری که همه بر خاکسترِ مراتع و تالاب ها و جنگل ها سربلند کرده اند و جای دشت ها و چمن زارها را بتون و تیرآهن و آجر گرفته است. و اکنون در نتیجة سیل، بنا به گفتة «دفتر خدمات اقلیمی» در شهر کورپوس کریستی، این منطقه برای مدتی نامعلوم غیرقابل سکونت خواهد بود.

ساخت شهری طوری است که بزرگراه ها مناطق مختلف را به یکدیگر وصل می کند. خدمات ریلی، حمل و نقل عمومی وجود ندارد. در نتیجه، شهرک های کوچک که بی شمارند و مناطق روستایی کنار ساحل در منطقة خود در محاصره افتاده اند و مردم راه خروج ندارند. در حالی که در نتیجة تداوم باران و سیل به زودی بخش بزرگی از این مناطق به زیر آب خواهند رفت.

فرماندار تکزاس اعلام کرد «آدم هایش» را برای نجات کسانی که نمی توانند خودشان را نجات دهند تلف نخواهد کرد! این است جهان بینی کاپیتالیستی و اخلاقِ نشئت گرفته از آن، در واکنش به فاجعه: «هر کس گلیم خودش را از آب بیرون بکشد». اگر ماشین دارید، اگر پول بنزین برای صدها کیلومتر دارید می توانید خود را نجات دهید. در غیر این صورت، زحمت نکشید!

توفان در ساحل خلیج، امر غیرمنتظره ای نیست. مردم این مناطق توفان های «آیک»، «ریتا»، «آلیسون» را تجربه کرده اند. با این وصف، مقامات شهری و استانی و کشور تقریبا هیچ کاری برای آمادگی اجتماعی جهت مقابله با توفان ها نکرده اند. نقشه ای برای تخلیة شهرها و شهرک هایی که در خطر و در معرض توفان هستند و کمک به سالمندان و کودکان موجود نیست. سرپناه و ذخیرة غذایی و آب برای برطرف کردن نیاز جمعیتی که از این مناطق فرار می کنند موجود نیست. بیمارستان ها و مراکز سلامت کاملا در بحران هستند و قادر به حل معضلات سلامت ناشی از این وضع نیستند. در حالی که همة این ها کاملا قابل پیش بینی بودند.

و این تعجب آور نیست. تحت نظام سرمایه داری، نقشه ریزی و تلاش برای مواجهه با شرایط بحرانی زیست محیطی و نیازهای انسان ها، بخشی از معادله نیست.

چند ساعت قبل از این که توفان بکند، رئیس جمهور فاشیست (ترامپ) با فرماندار تکزاس که از همپالگی هایش است، ملاقاتی داشت برای «تدارک» دیدن. اما نه «تدارک» محافظت از مردم. بلکه تدارک برای کنترل مردمی که در چند قدمی یک فاجعة طبیعی بودند. تدارک برای نشان دادن چهره ای با ثبات از سیستم. علاوه بر این در این ملاقات، نقشه های حفاظت از تصفیه خانه و تولید نفت در شهر کورپوس کریستی و سواحل تکزاس و لوئیزیانا ریخته شد. چراکه این منطقه منبع بزرگی برای سودآوری و قدرت این دولت و پشتوانة مهمی برای کل سیستم جهانی غارت و ستم امپریالیسم آمریکا است. تا آن جا که به مردم مربوط می شود، فقط پلیس و گارد ملی بسیج شدند.

چنین وضعی را هرگز نباید تحمل کرد. بی تردید این توفان یک فاجعة طبیعی است اما علت اصلی لطماتی که مردم در نتیجة این فاجعة طبیعی متحمل شده اند، نظام سرمایه داری/امپریالیستی است. هر مرگ، هر انسانی که بی خانمان شده است، هر فردی که زندگی اش توسط توفان هاروی از بین رفته است، به حساب جنایت های این سیستم نوشته خواهد شد.

 

مطالبات ما

تا زمانی که مردم بتوانند به سلامت به خانه های شان بازگردند، باید با هزینة حکومت اسکان داده شده و از آن ها نگهداری شود. درِ هتل ها، نمایشگاه ها و اماکن کنفرانس ها و دیگر ساختمان ها باید برای سکونت مردم باز شوند. امکان تماس گیری با اقوام باید برای همه فراهم شود. به فوریت باید امکانات بهداشتی و اقداماتی برای جلوگیری از اپیدمی ها و مرگ و میر فراهم شود. هیچگونه دستگیری افرادی که به اصطلاح دست به «غارت» مغازه ها زده اند، جایز نیست. کمک رسانی اضطراری باید در دستور کار باشد: رساندن آب، غذا، دارو و دیگر نیازها باید مجانی باشد.

اقدامات فوق اضطراری برای توزیع منابع مورد نیاز از همة مغازه ها به مردم، با هزینة دولت. در هیچ شرایطی نباید کسانی که مواد مورد نیازشان را برمی دارند دستگیر شده یا به آن ها شلیک شود.

نه تنها دولت باید منابع را برای اسکان مردم فراهم کند بلکه حق ندارند آنطور که در جریان توفان کاترینا عمل کردند، با مردم مثل حیوان رفتار کنند. در نتیجه، اماکن مسکونی باید تمیز بوده و با دلسوزی اداره شوند و برای ادارة آن ها به حداکثر ممکن باید از کلیة استعدادها و توانایی ها و نظرات مردم استفاده شود.

اوضاع مردم و نظراتشان باید به طور کامل رسانه ای شود. به خود آن ها امکان دسترسی به مدیا و نقل داستان های شان داده شود.

نیازهای همه باید برآورده شود. اما باید به آن ها که نیازمندتر هستند الویت داده شود. تخلیة شهرها به طور فوری و امن باید صورت بگیرد. اگر لازم است، برنامه هایی که در شهرهای اطراف جریان دارد کنسل شوند تا نیازهای مردم سیل زده تامین شود. مردمی را که از شهرها تخلیه کرده اند نباید در شرایطی قرار دهند که دچار بیماری و خطر شوند.

عملیات جستجو و نجات باید با شدت هرچه بیشتر دنبال شود. مرگ و میر مردم را نباید تحمل کرد. همه منابع ضروری از جمله بسیج داوطلبان باید به میدان آورده شوند. حکومت، نباید دست به سرکوب داوطلبان و برنامه های کمک رسانی آن ها بزند. بلکه باید تسهیل کنندة آن باشد.

جلوی مافیای شرکت های بیمه، انحصارات نفتی، توسعة املاک که می خواهند از رنج مردم برای سودآوری خود کیسه بدوزند باید گرفت.

در دورة اضطراری، مامورین مهاجرت حق ورود به بیمارستان ها، پناهنگاه ها، مدارس، زندان ها و دیگر اماکن کلیدی را ندارند. این سیاست باید علنا اعلام و رسانه ای بشود. نباید اجازه داد شرایطی را به وجود آورند که مردم مجبور به انتخاب از میان گزینه های وحشتناک شوند: غرق شدن و مردن در سیلاب و گم کردن فرزندانشان یا اخراج از کشور و برای همیشه جدا شدن از عزیزانشان•

 

هشدار فاجعة زیست محیطی دیگر در ایران

امنیتی کردن «آب» برای جلب و جذب سرمایة خارجی

از وقتی به دستور خامنه ای و با تولیتِ روحانی و کابینه اش، «جذب سرمایه و فینانس خارجی» در محور «اقتصاد مقاومت اسلامی» قرار گرفته، چهرة جنایت کارانة این «اقتصاد مقاومتی» در پروژه های «آب رسانی» بیش از پیش خود را نمایان کرده است.

فاز دوم ایجاد فاجعة زیست محیطی تحت عنوان «حل مشکل کم آبی» شروع شده است. فاز اول، همان «نهضت سدسازی» توسط دولت و مراکز قدرت اقتصادی و سیاسی کشور بود که موجب خشک شدن دریاچة ارومیه، فاجعة زیست محیطی گُتوند، خشک شدن هامون و غیره شد. البته این «نهضت» هنوز ادامه دارد. اما «نهضت» استخراج آب های ژرفایی یا فسیلی (در عمق 500 تا هزار متری زیر زمین) نیز به آن اضافه شده است. کافی است در اینترنت جستجو کنید تا پی به ماهیت پروژه های استانداری ها، وزارت نیرو و انواع و اقسام مراکز قدرت اقتصادی و سیاسی در مسابقه برای «جلب سرمایه خارجی» ببرید. تقریبا همه شامل گونه ای از «حل خطر کم آبی» می شوند: از سدسازی ها تا ژرف کانی! به احتمال قوی «قوة قضاییه» هم درگیر هست اما نه برای ممانعت بلکه برای گرفتن حق نسق خودش بر منابع طبیعی و انسانی کشور. وقیحانه تر از هرچیز آن است که همان پیمانکاران وارد پروژة برداشت آب های ژرفایی کشور شده اند و این بار هم مانند صدور مجوز برای صدها سد ساخته شده و صدها سد «در دست احداث» وزارت نیرو برای استخراج آب های ژرفایی (و حتی انتقال آب خزر به کویر، مشخصا به سمنان که گویا قرار است تبدیل به «پایتخت سیاسی» شود) مجوز صادر می کند.

در این پروژه های آبی همة انحصارات بین المللی حضور دارند: از کره جنوبی و ایتالیا تا چین. اما امپریالیسم روسیه مقام بالایی بر سر خوان یغمای «آب» دارد.

صدور مجوز برای برداشت آبها در عمق 500 تا هزار متری سطح زمین، گوشه ای از عمق فاجعة زیست محیطی را نشان می دهد. یک فعال محیط زیست هشدار می دهد: « وزارت نیرو با همکاری روسیه و پیمانکاران داخلی با امنیتی کردن آب، خطراتی جدی را متوجه ایران خواهند کرد. ارتباط مستقیمی بین تحرک و گسست گسلها و ظهور آبهای زیر زمینی بهنام چشمه در سطح زمین وجود دارد. در نتیجه برداشت آبهای ژرفایی، تاثیر بسیاری بر بروز زلزله خواهد داشت.»

خطر کم آبی، خطری جدی است. اما مافیای سرمایه داری اسلامی دست در دست بنگاه های خارجی، کم آبی را تبدیل به یک مساله «امنیتی» کرده اند تا حداکثر گوش بُری را از منابع طبیعی کشور بکنند. و این در حالی است که «سفره های زیرزمینی از بین رفته اند و آبخوان ها مرده اند ... امروز تقریبا همه رودخانههای ما خاموش شدهاند. تالابها و دریاچههای مهم کشور خشکیدهاند. جوامع بومی مولد با مشقت و مصایب فراوان دست به گریبان هستند و بخش بزرگی از کشاورزان ارزشمند و مولدان خوراک و تامینکنندگان امنیت خوراک، آواره و بیکار شدهاند. سفرههای زیرزمینی افت شدید داشتهاند؛ گاه تا بیست متر و بیشتر که تقریبا در بسیاری از نقاط به فرونشست زمین انجامیده است.»! (همانجا)

نكته قابل توجه اینجا است كه تاكنون هیچ یک از روش های معمول برای حل معضل آب استفاده نشده است. « سطح زیرین دشتهای ایران پر است از آبهایی که میتوان با مدیریت صحیح، آنها را به آب شیرین تبدیل کرد و طی پالایش دورهای، خاک دشتهای شور را به خاک شیرین تبدیل کرد. در بخش کشاورزی که بیش از 70 درصد یا بیشتر هدر رفت آب وجود دارد، میتوان این هدررفت را به 10 درصد کاهش داد.» (همانجا)

حتی فجایع زیست محیطی نشان می دهد که سرمایه داری بشریت را به آخر خط رسانده است. این انتخاب در مقابل اکثریت مردم، اعم از این که مرفه هستند یا جزء محرومین و فقرای قعر جهنم جمهوری اسلامی قراردارد: پایان وحشتناک یا پایان دادن به این وحشت؟ انتخابی میان «بد و بدتر» موجود نیست• 

 

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در