Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 حقيقت دوره سوم- شماره 82  چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ برابر با ۲۰ ژوئن ۲۰۱۸       
دربارۀ گسترش فاشیسم در جهان

دربارۀ گسترش فاشیسم در جهان

 

هفتاد و سه سال قبل ایتالیایی‌ها جسد بنیتو موسولینی را در میلان وارونه آویزان کردند و دو روز بعد هیتلر در مخفی گاهش خودکشی کرد. ده‌ها میلیون نفر در جنگ جهانی دوم جان باختند تا فاشیسم شکست خورد.اروپایی‌ها پس از جنگ ده‌ها سال کار «فرهنگی» کردند و یادمان‌ها و نمایشگاه‌هایی از کشتار میلیون‌ها یهودی توسط هیتلر (معروف به هولوکاست) بر پا کردند تا سدهای فرهنگی در مقابل «بازگشت» فاشیسم برپا کنند.  فاتحین جنگ جهانی دوم به سرکردگی امپریالیسم آمریکا، سازمان ملل و نهادهای مالی بین‌المللی و اتحادهای نظامی بین‌المللی مانند پیمان ناتو درست کردند تا مانع از جنگ جهانی دیگری شوند. وقتی دیوار برلین در سال 1989 فروریخت، بورژوازی بین‌المللی تلاش کرد روی سنگ حک کند که سرمایه‌داری یک سیستم «برتر» و خدشه‌ناپذیر است. در همین فاصله سرمایه‌داری افسار گسیخته‌تر از همیشه، نه فقط انسان‌ها را در مقیاس میلیاردی محکوم به فقر و ترور و جنگ‌های نیابتی کرد  بلکه کل کرۀ زمین و محیط‌زیست آن را جهش­وار و تصاعدی نابود کرده است. اکنون بار دیگر از دل عملکرد نظام جهانی سرمایه‌داری هیولای فاشیسم سربلند کرده است. ورود یک تیم فاشیست مسیحی به کاخ سفید در رأس بزرگ‌ترین قدرت هسته‌ای جهان، نقطه عطفی در اوضاع بین‌المللی است. احزاب فاشیست به حکومت‌های مجارستان و لهستان انتخاب شده‌اند، حزب فاشیستی «آلترناتیو برای آلمان» (AFD) به حزب اصلی اپوزیسیون در پارلمان آلمان تبدیل شده است. در کشورهای جهان سوم، حکومت‌ها به الگوهای فاشیستی حکومت‌داری دست انداخته‌اند. برای مثال رژیم دوآرته (Rodrigo Duterte) در فیلیپین، رژیم مودی در هند و رشد دار و دسته فاشیست مسیحی در حکومت برزیل. (1)

رژیم ترامپ/پنس بلافاصله پس از پا گذاشتن در کاخ سفید با صدور فرمان‌های حمله به مطبوعات، حقوق زنان، ال.جی.بی.تی ها، مهاجرین و پناهندگان اراده و عزم خود برای اعمال فاشیسم را نشان داد. معاونین، مشاورین و وزرای ترامپ مجموعه‌ای از ثروتمندترین میلیاردرها و ژنرال‌ها هستند که بعضی از آن‌ها مانند معاونش مایک پنس در صف سرسخت‌ترین مسیحیان نژادپرست، ضد سیاهان و لاتینوها، مخالفین حق سقط‌جنین و حقوق هم‌جنس‌گرایان قرار دارند و روند نابودی محیط‌زیست را انکار می‌کنند.

حزب کمونیست انقلابی آمریکا (RCP, US) با تشخیص این چرخش در اوضاع، به سرعت فراخوانی با عنوان «به نام بشریت تن به یک آمریکای فاشیست نخواهیم داد» را صادر کرد و همراه با نیروهای مترقی دیگر حول آن جنبش «رفیوز فاشیسم» (Refuse Fascism) را با هدف «بیرون راندن رژیم ترامپ/پنس از قدرت» سازمان داد. این جنبش هنوز موفق به بیرون راندن رژیم ترامپ/پنس نشده است اما یقیناً تأثیرات مهمی بر صحنۀ سیاسی آمریکا داشته است.

حزب دموکرات آمریکا هرگز حاضر نشد ترامپ را «فاشیست» بخواند. اوباما هنگام تحویل کرسی ریاست جمهوری به ترامپ خطاب به او گفت: «ما در یک تیم هستیم و من موفقیت تو را از صمیم قلب خواهانم»! اما اخیراً شاهد آن هستیم که برخی افراد صاحب نام و معروف این حزب شروع به زدن زنگ خطر کرده اند. به طور مثال مادلین آلبرایت وزیر خارجه دوران کلینتون کتابی تحت عنوان هشدار! فاشیسم! منتشر کرده است و در مقاله‌ای با عنوان آیا قبل از این که دیر شود می‌توانیم جلوی ترامپ را بگیریم (2) می‌نویسد:

ترامپ به ستون‌های دموکراسی و قوۀ قضاییه حمله می‌کند... مطبوعات را به سخره گرفته، از شکنجه دفاع کرده، چشم بر بی‌رحمی پلیس بسته است، از هوادارانش خواسته که مخالفین را کتک بزنند... و مخالفت با سیاست‌هایش را خیانت خوانده است. کمیته‌ای برای زیر سؤال کشیدن شرافت رأی دهندگان درست کرده تا اعتماد مردم را در مورد نظام انتخاباتی آمریکا متزلزل کند. هر روز به نهادهای مجری قانون فدرال حمله می‌کند. به مهاجرین و کشورهای مرجع آن‌ها توهین کرده، سخنانش اغلب آن چنان ضد حقیقت است که به نظر جاهلانه می‌آیند با این وصف حساب شده‌اند و هدفشان پاشیدن تخم نفاق مذهبی، نژادی و اجتماعی است. در خارج از آمریکا، به جای مقابله با گردنکشان، آن‌ها را تشویق کرده و از این که الگوی آمریکایی دارند خوشحال است... باید نگران آن بود که آقای ترامپ حوادثی را به راه اندازد که نه خودش و نه هیچ کس دیگر امکان کنترل آن را نداشته باشند....

چنین هشدارهایی از سوی یکی از بلندپایه‌ترین مقامات هیئت حاکمۀ آمریکا را باید نشانۀ اوضاع به شدت خطرناکی دید که حتی از دست امثال آلبرایت هم خارج شده است. آلبرایت اضافه می‌کند:«اگر این‌طور فکر کنیم که فاشیسم یک زخم کهنه از گذشته است که تقریباً خوب شده بود، رسیدن ترامپ به کاخ سفید مانند این است که پانسمان زخم را برداریم و لایۀ رویی زخم را بدریم.» اما«چه باید کرد؟» مادلین آلبرایت رجوع به «قانون» (همان قانونی که رژیم ترامپ/پنس از دل ساز و کار آن بر آمد) و «پروسۀ انتخابات» (همان پروسه‌ای که رژیم ترامپ/پنس را به کاخ سفید فرستاد) است. این مسئله هم می‌تواند یک حقیقت را به توده‌های مردم ثابت کند که کل این نظام و همۀ نمایندگان آن ورشکسته‌اند و هرگز قادر به مقابله با پدیدۀ فاشیسم که سیستمشان آن را تولید کرده است، نیستند.

گرایش به راست در اروپا

 

راجر کوهن نویسندۀ نیویورک تایمز هشدار می‌دهد «یک ضدانقلاب جدی و فعال علیه اصول دموکراسی لیبرال و کثرت‌گرایی فرهنگی در جریان است... از قدرت بیرون راندن این جریان بسیار سخت‌تر از آن است که لیبرال‌ها تصور می‌کنند.» (3)

در مجارستان، اوربان (Orban) رهبر فاشیست‌ها با حمله نژادپرستانه به مهاجرین سوریه و خاورمیانه پایه گرفت. به قدرت رسیدن او برای سران اتحادیه اروپا تکان دهنده بود. او اولین رهبر اروپایی بود که از ترامپ حمایت کرد و پیروزی او را جشن گرفت. لهستان پرجمعیت‌ترین کشور اروپای مرکزی است که از الگوی مجارستان تقلید کرد. یک پروفسور حقوق به خبرنگار نیویورک تایمز می‌گوید:«دیوان عالی قضایی باید اعتبار انتخابات‌ها را تائید یا رد کند. احساس می‌کنم این مرحلۀ تدارک برای چرخش‌های بدتر است» این اقدام در واقع، زیر پا گذاشتن اصل «تفکیک قوا» است که از اصول رژیم‌های دموکراسی بورژوازی است. به گفته وی اگرچه  فاشیست‌ها در اروپا مهاجرین را آماج قرار داده‌اند اما مأموریتی نیز برای خود تعیین کرده­اند که عبارت است از: نجات مسیحیت و نه چیزی کمتر از آن و گور پدر جامعۀ باز! (4)

ویتولد واسزیکوفسکی (Witold Waszczykowski) وزیر امور خارجۀ پیشین لهستان  نیز گفت: «لهستان باید از وجود کسانی که فکر می‌کنند جهان به طرز اجتناب‌ناپذیر به سمت درهم آمیختگی هرچه بیشتر فرهنگ‌ها و نژادهای گوناگون می‌رود و جامعه از دوچرخه سوارها و گیاهخواران و انرژی تجدید پذیر تشکیل شده و با نمادهای دینی ضدیت می‌ورزند، پاک‌سازی شود.» فاشیست‌های حاکم در لهستان بی‌مهابا به احساسات ناسیونالیستیِ عظمت­طلبانه و نژادپرستانه که با دین‌گرایی مسیحی ترکیب شده است، دامن می‌زنند. حکومت لهستان اخیراً قانونی تصویب کرده است به نام «اردوگاه مرگ». این قانون هرگونه اظهاریه در مورد همدستی ملت لهستان با رژیم هیتلر و کشتار یهودیان را مصداق جرم تلقی کرده است و این در حالی است که اردوگاه مرگ آشویتس که بیشترین یهودیان در آن سوزانده شدند، در لهستان قرار دارد!

چنین رژیم‌ها، احزاب و شخصیت‌هایی متحدین فاشیست ترامپ در اروپا و مورد حمایت او هستند. هزینۀ این فاشیسم را اتحادیۀ اروپای لیبرال- دموکرات می‌پردازد و تاکنون حاضر نشده اقدامی واقعی علیه جریانات فاشیستی در این کشورها بکند. این در حالی است که پیمان اتحادیه اروپا ادعا می‌کند این اتحاد بر پایه اصول «دموکراسی، برابری و حاکمیت قانون و احترام به حقوق بشر» بنا شده است. یکی از مخرج مشترک‌های جریان‌های راست ضدیتشان با اتحادیه اروپا است. زیرا آن را برای اهدافشان مفید نمی‌دانند و در مقابل آن از «بومی گرایی» و «ارزش‌های ملی» دفاع می‌کنند. ماری لوپن رهبر حزب فاشیست جبهه ملی در فرانسه، خود را به اصطلاح «فمینیست» نشان می‌دهد، اما معتقد است زن‌ها باید به خانه‌داری و پرورش کودکان بپردازند و «تقدس» خانواده را حفاظت کنند.

فاشیسم به تبعیت از خصلت سرمایه‌داری امپریالیستی همیشه یک جنبش جهانی بوده است و برآمدن آن در یک نقطه از جهان، بر فاشیست‌های سایر مناطق نیز تأثیر گذاشته است. به همین علت مبارزه علیه فاشیسم هم خصلت بین‌المللی داشته و این بار نیز باید چنین شود. آر.سی.پی و متحدانش از ابتدای شروع کارزار «به نام بشریت تن به یک آمریکای فاشیست نمی‌دهیم» خطر فاشیسم را جهانی دانسته و هشدار دادند که قدرت‌یابی هیتلر در دهۀ 1930 فقط مسئلۀ آلمان و طبقۀ کارگر و کمونیست‌های این کشور نبود، بلکه کُل بشریت تاوان بسیار سنگینی برای عروج این پدیدۀ هولناک کاپیتالیستی پرداخت کرد. اوضاع جهان به شدت سیال است و هر لحظه می‌توان با رخدادهای غیرمنتظره مواجه شد. به راستی که هر لحظه خطر آن هست که  درگیری‌های ویرانگر عظیم در هر کجای جهان رخ دهند، اما هنوز آگاهی کافی در مورد اوضاعی که در حال شکل‌گیری است در میان مردم و جریانات سیاسی وجود ندارد. نگرش اکثر مردم به ورای مجاری سیستم موجود نمی‌رود. در حالی که همین سیستم، فاشیسم را تولید کرده است. توده‌های مردم، از عروج و قدرت گرفتن فاشیست‌ها احساس نگرانی می‌کنند اما در همان حال یاد می‌گیرند که وضعیت را عادی‌سازی کرده و با آن سر کنند. همین گرایش، اوضاع را خطرناک‌تر می‌کند. اما نباید از یاد برد که درست در دل همین وضعیت یک امکان مثبت برای چرخش در اوضاع سیاسی و جامعه نهفته است. در بطن اوضاع حاکم بر اروپا و جهان و روندهای محتمل پیش رو، هم خطرات جدی نهفته است و هم پتانسیل و امکان اینکه توده‌های مردم در کشاکش وحشت‌ها و تهدیدها به جستجوی افکار نوین پرداخته، به آن گوش فرا دهند و بر مبنای این افکار نوین دست به عمل تغییر اوضاع بزنند. بخش اصلی تحقق چنین رویداد مثبتی که در صورت وقوع کیفیتاً اوضاع اروپا و جهان را تغییر خواهد داد، به فعالیت ما کمونیست‌های انقلابی در سراسر اروپا و جهان برمی‌گردد.

 

 

پی­نویشت­ها

1-      در مورد برزیل در همین شماره مقاله عروج فاشیسم در برزیل: اعدام سیاسی لولا و سایۀ تاریک فاشیسم بر فراز برزیل از سرویس خبری جهانی برای فتح را بخوانید.

2-      Albright, Madeline. Will We Stop Trump Before It Is Too Late? NYT 6 April 2018

3-      Cohen, Roger. How Democracy Became the Enemy? 7 April 2018

4-      Marcin Matczak to Roger Cohen. NYT

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در